آن مایی همچو ما دلشاد باش
در گلستان همچو سرو آزاد باش
۱چون ز شاگردان عشقی ای ظریف
در گشاد دل چو عشق استاد باش
۲گر غمی آید گلوی او بگیر
داد از او بستان امیر داد باش
۳جان تو مست است در بزم احد
تن میان خلق گو آحاد باش
۴گاه با شیرین چو خسرو خوش بخند
گه ز هجرش کوهکن فرهاد باش
۵گه نشاط انگیز همچون گلشنش
گه چو بلبل نال و خوشفریاد باش
۶پیش سروش چون خرامد، خاک باش
چون گلش عنبر فشانَد، باد باش
۷حاصل اینست ای برادر چون فلک
در جهان کهنه نوبنیاد باش
۸در میان خارها چون خارپشت
سر درون و شادمان و راد باش
۹