چون تو شادی بنده گو غمخوار باش
تو عزیزی صد چو ما گو خوار باش
۱کار تو باید که باشد بر مراد
کارهای عاشقان گو زار باش
۲شاه منصوری و ملکت آن توست
بنده چون منصور گو بر دار باش
۳اشتر مستم نجویم نسترن
نوشخوارم در رهت گو خار باش
۴نشنوم من هیچ جز پیغام او
هر چه خواهی گفت گو اسرار باش
۵ای دل آن جایی تو باری که ویست
از جمال یار برخوردار باش
۶او طبیبست و به بیماران رود
ای تن وامانده تو بیمار باش
۷بر امید یار غار خلوتی
ثانی اثنین برو در غار باش
۸بر امید داد و ایثار بهار
مهرها میکار و در ایثار باش
۹خرمنا بر طمع ماه بانمک
گم شو از دزد و در آن انبار باش
۱۰بهر نطق یار خوش گفتار خویش
لب ببند از گفت و کم گفتار باش
۱۱