در عشق آتشینش آتش نخورده آتش
بیچهره خوش او در خوش هزار ناخوش
۱دل از تو شرحه شرحه بنشین کباب میخور
خون چون میست جوشان بنشین شراب میچش
۲گوشی کشد مرا می گوشی دگر کشد وی
ای دل در این کشاکش بنشین و باده میکش
۳هفت اخترند عامل در شش جهت ولیکن
ای عشق بردریدی این هفت را از آن شش
۴گاهی چو آفتابم سرمایه بخش صد مه
گه چون مهم گذاران در عشق یار مه وش
۵گر منکری گریزد از عشق نیست نادر
کز آفتاب دارد پرهیز چشم اعمش
۶صدغ الوفاء حقاء من فقدکم مشوش
وجه الولاء حقاء من عبرتی منقش
۷القلب لیس یلقی نادیک کیف یصبر
الاذن لیس یلقن حادیک کیف ینعش
۸