جستوجو در اشعار
برای عبارت دقیق، آن را میان «گیومه» یا "نقلقول" بگذارید. اعراب، ی/ي، ک/ك و نیمفاصله در جستوجو مهم نیستند.
پالایش بر پایهٔ شاعر، قالب و اثر
۵٬۰۴۳ نتیجه برای «سد» · صفحهٔ ۲۹۲ از ۴۲۱
- بخش ۱۱۹ - شرح آن کور دوربین و آن کر تیزشنو و آن برهنه دراز دامن جلال الدین محمد مولویعور میترسد که دامانش بُرنددامن مرد برهنه چون درند
- بخش ۱۴۰ - حکایت جوحی کی چادر پوشید و در وعظ میان زنان نشست و حرکتی کرد زنی او را بشناخت کی مردست نعرهای زد جلال الدین محمد مولویپیش دل جوز و مویز آمد جسدطفل کی در دانش مردان رسد
- سوم جلال الدین محمد مولویهیچ کس با صد بصیرت ذرهٔ نشناسدشگرچه پیش شه نشیند چون نیابد شاه را
- بخش ۱۰۸ - گردانیدن عمر رضی الله عنه نظر او را از مقام گریه کی هستیست به مقام استغراق جلال الدین محمد مولویغرقهای نه که خلاصی باشدشیا به جز دریا کسی بشناسدش
- بخش ۲۴ - بیان خسارت وزیر درین مکر جلال الدین محمد مولویاین جهان محدود و آن خود بیحدستنقش و صورت پیش آن معنی سدست
- بخش ۱۱۲ - جواب گفتن روبه خر را جلال الدین محمد مولویعالم وهم و خیال طمع و بیمهست رهرو را یکی سدی عظیم
- بخش ۱۴۲ - مخصوص بودن یعقوب علیه السلام به چشیدن جام حق از روی یوسف و کشیدن بوی حق از بوی یوسف و حرمان برادران و غیر هم ازین هر دو جلال الدین محمد مولویکی رسد جاسوس را آنجا قدمکه بود مرصاد و در بند عدم
- بخش ۳ - نکوهیدن ناموسهای پوسیده را کی مانع ذوق ایمان و دلیل ضعف صدقاند و راهزن صد هزار ابله چنانک راهزن آن مخنث شده بودند گوسفندان و نمییارست گذشتن و پرسیدن مخنث از چوپان کی این گوسفندان تو مرا عجب گزند گفت ای مردی و در تو رگ مردی هست همه فدای تو اند و اگر مخنثی هر یکی ترا اژدرهاست مخنثی دیگر هست کی چون گوسفندان را بیند در حال از راه باز گردد نیارد پرسیدن ترسد کی اگر بپرسم گوسفندان در من افتند و مرا بگزند جلال الدین محمد مولویای ضیاء الحق حسامالدین بیاای صقال روح و سلطان الهدی
- بخش ۲۲۲ - جذب معشوق عاشق را من حیث لا یعمله العاشق و لا یرجوه و لا یخطر بباله و لا یظهر من ذلک الجذب اثر فی العاشق الا الخوف الممزوج بالیاس مع دوام الطلب جلال الدین محمد مولویکار آن کارست ای مشتاق مستکاندر آن کار ار رسد مرگت خوشست
- فصل بیست و ششم - از فقير آن به که سؤال نکنند زیرا که آنچنانست جلال الدین محمد مولوی… ن و جسمانیان نباید خوردن. در درویش لقمهی آنکس اثر کند و اندیشههای فاسد از تأثیر آن لقمهی بیگانه ظاهر شود همچنانک از طعامِ آن دختر، درویش محتلم شد (واللهّ اعلم).
- بخش ۱۳۰ - تصدیق کردن استر جوابهای شتر را و اقرار کردن بفضل او بر خود و ازو استعانت خواستن و بدو پناه گرفتن به صدق و نواختن شتر او را و ره نمودن و یاری دادن پدرانه و شاهانه جلال الدین محمد مولویچه خبر جان ملول سیر راکی شناسد موش غرهٔ شیر را
- بخش ۶۲ - بیان آنک عارف را غذاییست از نور حق کی ابیت عند ربی یطعمنی و یسقینی و قوله الجوع طعام الله یحیی به ابدان الصدیقین ای فی الجوع یصل طعامالله جلال الدین محمد مولویآدمی را شیر از سینه رسدشیر خر از نیم زیرینه رسد
