جستوجو در اشعار
برای عبارت دقیق، آن را میان «گیومه» یا "نقلقول" بگذارید. اعراب، ی/ي، ک/ك و نیمفاصله در جستوجو مهم نیستند.
پالایش بر پایهٔ شاعر، قالب و اثر
۴۴۴ نتیجه برای «صد» با فیلتر سایر قالبها · صفحهٔ ۳۱ از ۳۷
- بخش ۶ جامیبه قصد ظلم هزاران بهانه پیش آرندبه چنگ فسق هزاران ترانه ساز کنند
- بخش ۲۴۶ - سوز سخن ز نالهٔ مستانهٔ دل است اقبال لاهوریاندر رصد نشسته حکیم ستاره بیندر جستجوی سرحد ویرانهٔ دل است
- بخش ۲۸۰ - خرابات فرنگ اقبال لاهوریتو اگر در نگری جز به ریا نیست حیاتهر که اندر گرو صدق و صفا بود نبود
- بخش ۶۶ - زمانه قاصد طیار آن دلآرام است اقبال لاهوریزمانه قاصد طیار آن دلآرام استچه قاصدی که وجودش تمام پیغام است
- بخش ۱۰۷ - ز رسم و راه شریعت نکرده ام تحقیق اقبال لاهوریهزار بار نکو تر متاع بی بصریز دانشی که دل او را نمی کند تصدیق
- بخش ۵۴ - بحرفی می توان گفتن تمنای جهانی را اقبال لاهوریکجا نوری که غیر از قاصدی چیزی نمیداندکجا خاکی که در آغوش دارد آسمانی را
- بخش ۹۷ - جهان کورست و از آئینهٔ دل غافل افتاد است اقبال لاهوریرقیب خام سودا مست و عاشق مست و قاصد مستکه حرف دلبران دارای چندین محمل افتاد است
- بخش ۲۷۴ - جلال و گوته اقبال لاهوریسوز و ساز جان به پیکر دیده ئیدر صدف تعمیر گوهر دیده ئی
- حکایت شمارهٔ ۱۳ سعدی شیرازیاین ضربالمثل بدان آوردم تا بدانی که صدچندان که دانا را از نادان نفرت است، نادان را از دانا وحشت است.
- حکایت شمارهٔ ۱۷ سعدی شیرازیما در این حالت که دو هندو از پس سنگی سر بر آوردند و قصد قتال ما کردند. به دست یکی چوبی و در بغل آن دیگر کلوخ کوبی. جوان را گفتم: چه پایی؟
- حکایت شمارهٔ ۱۹ سعدی شیرازیوَ رُبَّ صَدیقٍ لامَنی فی وِدادِهااَلَم یَرَها یَوماً فَیوضِحَ لی عُذری
- حکایت شمارهٔ ۲۲ سعدی شیرازی… تویٰ داد که خونِ یکی از رعیّت ریختن سلامتِ پادشه را، روا باشد. جلّاد قصد کرد، پسر سر سویِ آسمان بر آورد و تبسّم کرد. ملک پرسیدش که در این حالت چه جای خندیدن است؟ گفت: نازِ فرزندان بر پدران و مادران باشد و دعوی پیشِ قاضی …
