جستوجو در اشعار
برای عبارت دقیق، آن را میان «گیومه» یا "نقلقول" بگذارید. اعراب، ی/ي، ک/ك و نیمفاصله در جستوجو مهم نیستند.
پالایش بر پایهٔ شاعر، قالب و اثر
۳۹۴ نتیجه برای «چند» با فیلتر سایر قالبها · صفحهٔ ۳۱ از ۳۳
- شمارهٔ ۲ عطار نیشابوریچندان که تو شرح عشق کردیگرد تو ز گرد ما برآمد
- سوگواری بر مرگ دوست وحشی بافقیکه خبر داشت که چندین دد آدم صورتبهر جان تو ز خوان تو فلکشان پرورد
- بیست و پنجم جلال الدین محمد مولویچندان بود ضعیف که یک روز چشم راسرمه کشد به لطف و کرم توتیای او
- بخش ۹۰ - ذکر ابوالعباس سیاری رحمة الله علیه عطار نیشابوریو گفت: توحید آنست که بر دلت جز ذوق حق نگذرد، یعنی چندان توحید را غلبه بود که هر چه به خاطر میآید به توحید فرو میشود و به رنگ توحید برمیآید، چنان که در ابتدا همه از توحید برخاست و به رنگ عدد شد. اینجا همه به توحید باز …
- بخش ۵۰ - (سی لحن باربد) نظامی گنجویکه چندین گنج بخشیدم به شاهیوز آن خرمن نجستم برگ کاهی
- بخش ۴۸ - گشادن عنصری به یک دو بیتی گرهی را که از بریدن زلف ایاز بر دل محمود افتاده بود و آن دو بیت این است: جامیریخت چندان در و زر و گوهربهر فرمان شنیدنش بر سر
- بیست و سوم جلال الدین محمد مولویمیگفت با حق مصطفی: « چون بینیازی تو ز ماحکمت چه بود؟ آخر بگو در خلق چندین چیزها »
- بخش ۵ جامی… ادای آنچه گفتم قدرت ندارد، و چون وی روان شد من نیز بی وقوف وی بشتافتم چندان که خانه وی را یافتم. چون شب درآمد برخاستم و آن غلام را به جامه های نفیس بیاراستم و به بوهای خوش معطر گردانیدم و به در خانه آن جوان رسانیدم، در ب …
- حکایت شمارهٔ ۱۶ سعدی شیرازی… حالش بیان کردم و اهلیّت و استحقاقش بگفتم تا به کاری مختصرش نصب کردند. چندی بر این بر آمد لطفِ طبعش را بدیدند و حسنِ تدبیرش را بپسندیدند و کارش از آن درگذشت و به مرتبتی والاتر از آن مُتَمَکِّن شد. هم چنین نَجْمِ سعادتش در …
- باب ششم در حلم - مذهب مختار عبید زاکانی… را در برابر او ... بدرند، سر مویی غبار بر خاطر مبارک او ننشیند. لاجرم چندانکه زنده است مرفّه و آسوده روزگار بسر میبرد: او از اهل و اتباع خشنود و ایشان از او فارغ و ایمن، اگر وقتی تهمتی به او رسانند، بدان التفات ننماید و …
- فصل پنجاه و یکم - سؤال کردند از تفسير این بیت جلال الدین محمد مولوی… ر طلب آرد و تهیّج کند نه آنک مطلوب به سخن حاصل شود و اگر چنین بودی به چندین مجاهده و فنای خود حاجت نبودی» سخن همچنانست که از دور چیزی میبینی جنبده در پی آن میدوی تا او را ببینی نه آنک به واسطهٔ تحرّکِ او، او را ببینی. …
- بخش ۳۴ - اندر پدر و مادر نفسانی ناصرخسرو قبادیانی… دختر آید. و گویند: هر که خواهد که مر او را فرزند پسر آید، خویشتن را یکچندی نگاه باید داشتن از مباشرت تا مایه تمام فراز آید، آنگاه نزدیکی با زنان معاهنه کردن تا پیش از آنک آرزوی زن بجنبد مرد از حاجت خویش پرداخته باشد و نط …
