جستوجو در اشعار
برای عبارت دقیق، آن را میان «گیومه» یا "نقلقول" بگذارید. اعراب، ی/ي، ک/ك و نیمفاصله در جستوجو مهم نیستند.
پالایش بر پایهٔ شاعر، قالب و اثر
۶٬۱۱۳ نتیجه برای «درد» · صفحهٔ ۳۲ از ۵۱۰
- رباعی شمارهٔ ۹۳۴ جلال الدین محمد مولویمیجوی نشان ز بینشانان مگریزصد جان بده و ز درد جانان مگریز
- غزل شمارهٔ ۹۹۵ جلال الدین محمد مولویدیدن روی تو هم از بامداددرد مرا بین که چه آرام داد
- غزل شمارهٔ ۱۰۶۷ جلال الدین محمد مولویبنده ساقی عشقم مست آن دردی دردگوشهای سرمست خفتم فارغم از خیر و شر
- غزل شمارهٔ ۱۱۶۴ جلال الدین محمد مولویبر دو دیده نهم غمت کاین دردداروی خاص خسرویست به بار
- غزل شمارهٔ ۱۱۶۸ جلال الدین محمد مولویدرد سرم نیست ز صفرا و تباز می عشق است سرم پرخمار
- رباعی شمارهٔ ۱۲۷۰ جلال الدین محمد مولویجان داده به عشق رطل مالامالیمصافی بخوریم و درد بر سر مالیم
- غزل شمارهٔ ۱۲۸۷ جلال الدین محمد مولویطرب نخواهد آن کس که درد او بشناختنشان نماند او را که بشنود نامش
- غزل شمارهٔ ۱۳۲۳ جلال الدین محمد مولویداروی درد بنده چیست بگوقبله لو رزقت من شفتیک
- رباعی شمارهٔ ۱۴۱۹ جلال الدین محمد مولویای عشق تو در جان کسی و آن کس منای درد تو درمان کسی و آن کس من
- رباعی شمارهٔ ۱۴۵۳ جلال الدین محمد مولویمن صبر کنم ولیک ننگت نبودیک روز تو از درد دل خستهٔ من
- رباعی شمارهٔ ۱۴۶۶ جلال الدین محمد مولویدر راه نیاز فرد باید بودنپیوسته حریص درد باید بودن
- غزل شمارهٔ ۱۴۷۰ جلال الدین محمد مولویگفتم صنم مه رو گه گاه مرا میجوکز درد به خون دل رخساره همیشویم
