جستوجو در اشعار
برای عبارت دقیق، آن را میان «گیومه» یا "نقلقول" بگذارید. اعراب، ی/ي، ک/ك و نیمفاصله در جستوجو مهم نیستند.
پالایش بر پایهٔ شاعر، قالب و اثر
۶٬۲۹۱ نتیجه برای «زر» · صفحهٔ ۳۳ از ۵۲۵
- غزل شمارهٔ ۵۳۸ جلال الدین محمد مولویتو خدمت جانان کنی سر را چرا پنهان کنیزر هر دمی خوشتر شود از زخم کان زرگر زند
- غزل شمارهٔ ۵۴۶ جلال الدین محمد مولویهر که شدت حلقهٔ در زود برد حقه زرخاصه که در باز کنی محرم دروازه شود
- غزل شمارهٔ ۵۷۲ جلال الدین محمد مولویز گنج عشق زر ریزند، غلام شمس تبریزندو کان لعل و یاقوتند و در کان جان ارکانند
- غزل شمارهٔ ۵۸۶ جلال الدین محمد مولویز دریا نیست جوش او که در بس یتیمست اواز این کان نیست روی او اگر چه همچو زر باشد
- غزل شمارهٔ ۶۰۱ جلال الدین محمد مولویاین عشق همیگوید کان کس که مرا جویدشرطیست که همچون زر در کوره قدم دارد
- غزل شمارهٔ ۶۰۳ جلال الدین محمد مولویای در غم بیهوده، از بوده و نابودهکاین کیسهی زَر دارد، وآن کاسه و خوان دارد
- غزل شمارهٔ ۶۰۵ جلال الدین محمد مولویآن خر به مثال جو در زر فکند خود راغافل بود از شاهی کز سنگ گهر سازد
- غزل شمارهٔ ۶۱۳ جلال الدین محمد مولویای خواجه بازرگان از مصر شکر آمدوان یوسف چون شکر ناگه ز سفر آمد
- غزل شمارهٔ ۷۰۹ جلال الدین محمد مولویدر نقد وجود هر چه زر بوداز گنج عدم به گاز آمد
- غزل شمارهٔ ۷۶۰ جلال الدین محمد مولویمه و خورشید نظر شد که از او خاک چو زر شدبه کرم بحر گهر شد، به روش باد صبا شد
- غزل شمارهٔ ۷۶۳ جلال الدین محمد مولویمه و خورشید نظر شد که از او خاک چو زر شدبه کرم بحر گهر شد به روش باد صبا شد
- غزل شمارهٔ ۷۶۶ جلال الدین محمد مولویچو دو دست همچو بحرت به کرم گهرفشان شدرخ چون زرم زر آرد که به گرد گاز گردد
