جستوجو در اشعار
برای عبارت دقیق، آن را میان «گیومه» یا "نقلقول" بگذارید. اعراب، ی/ي، ک/ك و نیمفاصله در جستوجو مهم نیستند.
پالایش بر پایهٔ شاعر، قالب و اثر
۴۳۱ نتیجه برای «دلم» با فیلتر مولانا · صفحهٔ ۳۵ از ۳۶
- دهم جلال الدین محمد مولویهست سری کو چو سرم مست نیست؟هست دلی کو چو دلم زار نیست؟
- بخش ۱۲۳ - حقیر و بیخصم دیدن دیدههای حس صالح و ناقهٔ صالح علیهالسلام را چون خواهد کی حق لشکری را هلاک کند در نظر ایشان حقیر نماید خصمان را و اندک اگرچه غالب باشد آن خصم و یقللکم فی اعینهم لیقضی الله امرا کان مفعولا جلال الدین محمد مولویصاف کرده حق دلم را چون سماروفته از خاطرم جور شما
- غزل شمارهٔ ۱۷۹۱ جلال الدین محمد مولویامشب ز سیلاب دلم، ویران شود آب و گلمکآمد به میرابیِّ دل، سرچشمهٔ اَنهار من
- بیست و سوم جلال الدین محمد مولویگرخاطر اشتر دلم خوش شیرگیر او شدیشیران نر را این زمان در زیر زین آوردمی
- بخش ۱۰۵ - رفتن هر دو خصم نزد داود علیه السلام جلال الدین محمد مولویدر دل من آن دعا انداختیصد امید اندر دلم افراختی
- بخش ۱۰۴ - قصهٔ آن زن کی طفل او بر سر ناودان غیژید و خطر افتادن بود و از علی کرمالله وجهه چاره جست جلال الدین محمد مولویزود درمان کن که میلرزد دلمکه بدرد از میوهٔ دل بسکلم
- هجدهم جلال الدین محمد مولویآن چمن و شکرستان، هیچ نرفت از دلممن بدرونه واصلم، من به حظیره حاظرم
- بخش ۱۹۷ - جواب گفتن مهمان ایشان را و مثل آوردن بدفع کردن حارس کشت به بانگ دف از کشت شتری را کی کوس محمودی بر پشت او زدندی جلال الدین محمد مولویبر دلم زد تیر و سوداییم کردعاشق شکر و شکرخاییم کرد
- بخش ۱۵ - فروختن صوفیان بهیمهٔ مسافر را جهت سماع جلال الدین محمد مولویعکس ذوق آن جماعت میزدیوین دلم زان عکس ذوقی میشدی
- بخش ۱۰۲ - دعا و شفاعت دقوقی در خلاص کشتی جلال الدین محمد مولویسر کشیدی تو که من صاحبدلمحاجتِ غیری ندارم واصلم
- فصل چهل و نهم - گفت ما جمله احوال آدمی را یک به یک دانستیم جلال الدین محمد مولوی… ذّت گزر از چشمم افتاد اکنون هر باری حلوا نخواهم یافتن، و آنچ داشتم بر دلم سرد شد چه چاره کنم؟» چون روستایی حلوا چشید بعد از این میل شهر کند زیرا شهری دلش را بُرد. ناچار در پی دل بیاید. بعضی باشد که سلام دهند و از سلام ای …
- بخش ۳۴ - انکار فلسفی بر قرائت ان اصبح ماکم غورا جلال الدین محمد مولویاین سخن ناقص بماند و بیقراردل ندارم بیدلم معذور دار
