جستوجو در اشعار
برای عبارت دقیق، آن را میان «گیومه» یا "نقلقول" بگذارید. اعراب، ی/ي، ک/ك و نیمفاصله در جستوجو مهم نیستند.
پالایش بر پایهٔ شاعر، قالب و اثر
۵۵۹ نتیجه برای «ره» با فیلتر ناصرخسرو · صفحهٔ ۳۶ از ۴۷
- گفتار ششم ناصرخسرو قبادیانی… فسی که او نادان برود ازینعالم مخالفت باشد مر نفس کل را و نفس کل ازو بپرهیزد از بهر آنکه او این عمل عظیم از بیم نادانی همیکند پس چون نادانرا یابد او را نپذیرد و آن نفس اندر عذاب و شدت جاویدی بماند . و گوئیم مردم موافق نفس …
- گفتار چهل و یکم ناصرخسرو قبادیانی… بسوی زنان آنگه گفت قوله تعالی :جعلنا عالیها سافلها و امطرنا علیها حجاره من سجیل منضود گفت (زیرو بالا نمودیم) شهرستانی(را) که در آن فاحشه همی کردند (و) بر ایشان سنگ با رانیدیم از دوزخ دمادم پس این آیت از خدایتعالی تعلیم …
- بخش ۵۰ - صف سی و هشتم ناصرخسرو قبادیانی… د که آنان که بدیها کردند که ما ایشان را چنان کسان کنیم که گرویدند و کارهای نیکو کردند برابر باشند زندگی و مردگیء ایشان بدحکمی است این که همی کنید» پس از این آیت همی آواز دهد خردمندان را اندر خلق که پس از مرگ و جدا شدن نف …
- گفتار هفدهم ناصرخسرو قبادیانی… دست بر خاک زند یکبار باز پس بیفشاند دستها را تا خاک از و بریزد آنگه سرهای انگشت را بروی خویش بمالد از ابرو تا بزنخ یکبار و آنگه روی انگشتان دست چپ را بر پشت انگشتان دست راست نهد و از بن انگشتان بسر بیرون بمالد و باز روی …
- بخش ۵۳ - صف چهل و یکم ناصرخسرو قبادیانیسرما و گرما دو کناره است مر اعتدال را، و راحت و لذت اندر اعتدال است، و نفس از اعتدال قرار گیرد، وزین هر دو کناره بگریزد، و همچنین هر حالی ستوده میانجی است بمیان دو حال ناستوده و قول حکماء علم الهی اندرین معنی آنست که گوی …
- بخش ۳۱ - اندر زحل واندر تخم بهار ناصرخسرو قبادیانی… برند نخست زحل را گویند آنگاه دیگران را؟ باز همی پرسد که چرا مر آن ستاره را که نخست او را نام بردند زحل نام نهادند؟ اگر همی پرسد که چرا از ستارگان نخست زحل (را) نام بردند، جوابش دادن آنست که گوییم: از بهر آنک زحل برتری …
- قصیدهٔ شمارهٔ ۴ ناصرخسرو قبادیانینگر کهتان نکند غره عهد و پیمانشکه او وفا نکند هیچ عهد و پیمان را
- قصیدهٔ شمارهٔ ۱۱ ناصرخسرو قبادیانیآز دیو توست چندین چون رها جوئی ز دیو؟تو رها کن دیو را تا زو بباشی خود رها
- قصیدهٔ شمارهٔ ۶۷ ناصرخسرو قبادیانیدرهای رحمتند حکیمان روزگاروینها که چون خرند همه از پس درند
- قصیدهٔ شمارهٔ ۲۳۷ ناصرخسرو قبادیانیعلم را بنیاد او کن مر علم را بام اواز بر و پرهیز شاید گر مرو را در کنی
- گفتار چهل و پنجم ناصرخسرو قبادیانی… واجب است که چیزی را بشناسی تا ازو حذر توانی کرد و کسی زهر نشناسد مخاطره باشد کزو بخورد بنادانی و چیزها هست که چون آمیزش او نه بر واجب باشد زهرگردد چنانکه روغن گاو با انگبین سخت خوش و غذای دلخواهست و قوت دهنده ولیکن چون …
- بخش ۲ - آغاز کتاب ناصرخسرو قبادیانی… فائده از آفرینش من ضایع نشود ، و طلب کردم مر آن پادشاهی خویش را و بدو رهایش جستم از رنج نادانی و هلاک جاویدی بر مثال ستوری کز رنج سرما و گرما و بیم درندگان سوی خانه خداوند خویش گریزد، و یافتم آن کس را که ازو من بدرجه ستو …
