جستوجو در اشعار
برای عبارت دقیق، آن را میان «گیومه» یا "نقلقول" بگذارید. اعراب، ی/ي، ک/ك و نیمفاصله در جستوجو مهم نیستند.
پالایش بر پایهٔ شاعر، قالب و اثر
۱۸٬۰۰۳ نتیجه برای «دم» · صفحهٔ ۳۶۱ از ۱٬۵۰۱
- شمارهٔ ۲۵ - وسوسه ایرج میرزادیدم و گفتم نادیدهاش انگار کنمدل سودا زده نگذاشت که این کار کنم
- بخش ۱۶ - بردن پدر مجنون را به خانهٔ کعبه نظامی گنجویمیکرد نیایش از سر سوزتا زآن شب تیره بردمد روز
- بخش ۶۶ - تنها ماندن شیرین و زاری کردن وی نظامی گنجویبه خدمت خواند و کردش خاص درگاهز تنهایی مگر تنگ آید آن ماه
- بخش ۳۰ - به پادشاهی نشستن اسکندر در اصطخر نظامی گنجویسخن ران ازآن نامور خفتگانفسونی فرو دم به آشفتگان
- بخش ۱۸ - حکایت کردن شاپور از شیرین و شبدیز نظامی گنجویبسی گشتم درین خرگاهِ ششطاقشگفتیها بسی دیدم در آفاق
- بخش ۷۳ - در پند دادن و بند نهادن فرزند ارجمند که دست ادراک در فتراک اکتساب کمالات استوار دارد و پای میل در ذیل اجتناب از جهالات برقرار وفقه الله لما یحبه و یرضاه جامیبود بی مزد و منت اوستادیز دانش بخشدت هر دم گشادی
- گفتار اول ناصرخسرو قبادیانیگویم که چون مردم را از عنایت آلهی نصیبی آمد که دیگر حیوانا ترا نیامد و آن نصیب عقل عزیزی بود یعنی دانش پذیر و لازم آید از حکم عقل که دهنده این نصیب شریف مر مردم را بسوی مردم یک مرد بفرستد که مرین عقل پذیرائی ایشانرا پرور …
- شمارهٔ ۳ - در مدح رکنالدین ارسلان شاه بن طغرل خاقانی شروانیالطرب ای خاصگان خاصه به هنگام صبحکاینک بوی بهشت میدمد از کام صبح
- شمارهٔ ۷ - در مرثیهٔ امیر عضد الدین فریبرز و خواهر او، دو فرزند شروان شاه خاقانی شروانیشبدیز و نقره خنگ فلک را به مرگ اوپی برکشید و دم ببرید ار وفا گرید
- شمارهٔ ۹ - این قصیدهٔ را ارتجالا در مدح شروان شاه منوچهر و صفت شکارگاه او و بنای بند باقلانی سروده است خاقانی شروانیاین چه موکب بود یارب کاندر آمد شادمانبارگیرش صبح دم بود و جنیبت کش صبا
- شمارهٔ ۶۶ - مطلع سوم خاقانی شروانیمغز گردون را زکام است از دم باد شمالکابهاش از مغز بر شاخ جوان افشاندهاند
- شمارهٔ ۱۵۸ - خاقانی درجواب ابوالفضایل احمد سیمگر گوید خاقانی شروانیدر دبیرستان خرسندی نوآموزی هنوزکودکی کن دم مزن چون مهر داری بر زبان
