جستوجو در اشعار
برای عبارت دقیق، آن را میان «گیومه» یا "نقلقول" بگذارید. اعراب، ی/ي، ک/ك و نیمفاصله در جستوجو مهم نیستند.
پالایش بر پایهٔ شاعر، قالب و اثر
۶٬۰۳۹ نتیجه برای «آید» · صفحهٔ ۳۷۷ از ۵۰۴
- بخش ۶۶ - تنها ماندن شیرین و زاری کردن وی نظامی گنجویبه خدمت خواند و کردش خاص درگاهز تنهایی مگر تنگ آید آن ماه
- بخش ۳۰ - به پادشاهی نشستن اسکندر در اصطخر نظامی گنجویبه هرچ از سر تیغم آید فرازسر تازیانهام کند ترکتاز
- بخش ۱۸ - حکایت کردن شاپور از شیرین و شبدیز نظامی گنجویبه هنگام خزان آید به ابخازکند در جستن نخجیر پرواز
- بخش ۴۰ - رفتن اسکندر به هندوستان نظامی گنجویگر آید به خدمت چو دیگر کساننباشم بر او جز عنایترسان
- بخش ۷۳ - در پند دادن و بند نهادن فرزند ارجمند که دست ادراک در فتراک اکتساب کمالات استوار دارد و پای میل در ذیل اجتناب از جهالات برقرار وفقه الله لما یحبه و یرضاه جامیمرا هفتاد شد سال و تو را هفتتو را می آید اقبال و مرا رفت
- شمارهٔ ۸۹ - مادر می رودکی سمرقندیباز چو آید به هوش و حال ببیندجوش بر آرد، بنالد از دل سوزان
- گفتار سی و یکم ناصرخسرو قبادیانی… و مستجیب و کان گوهر دلیل است بر حدود علوی نبینی که آنچه از کان بیرون آید از گوهر آنرا بباید پالودن و از آلایش پاک کردن تا مردمان مر آنرا پسندند همچنانکه آنچه ناطق از حدود علوی پذیرفت مرورا با لفاظ مهذب یعنی آراسته کرده …
- گفتار سی و چهارم ناصرخسرو قبادیانی… تن و بفرمایدش حد او را پنهان داشتن از نا سزاواران آنگه از احرام بیرون آید و حلال شود مرورا ( آنچه حرام شده بود) از کارها یعنی که چون مومن بگزارد آنچه برو واجب باشد مرو را فرمان دهد بدعوت کردن سوی فرعین آنگه بدان جامه باز …
- شمارهٔ ۷ - در مرثیهٔ امیر عضد الدین فریبرز و خواهر او، دو فرزند شروان شاه خاقانی شروانیدر پیش گنبدش فلک آید جنیبهدارگاه جنیبتان بکشید ارنه سنجرید
- شمارهٔ ۹ - این قصیدهٔ را ارتجالا در مدح شروان شاه منوچهر و صفت شکارگاه او و بنای بند باقلانی سروده است خاقانی شروانیآب را بربست و دست و باد را بشکست پایتا نه زآب آید گزند و نه ز باد آید بلا
- شمارهٔ ۶۶ - مطلع سوم خاقانی شروانیآن چنان تخمی چنین کشورستانی داد بربر چنین آید ز تخمی کانچنان افشاندهاند
- شمارهٔ ۱۵۸ - خاقانی درجواب ابوالفضایل احمد سیمگر گوید خاقانی شروانیآن زمان کز در درآید آفتاب دل تو راگر توانی سایهٔ خود را برون در نشان
