جستوجو در اشعار
برای عبارت دقیق، آن را میان «گیومه» یا "نقلقول" بگذارید. اعراب، ی/ي، ک/ك و نیمفاصله در جستوجو مهم نیستند.
پالایش بر پایهٔ شاعر، قالب و اثر
۱۰٬۰۰۹ نتیجه برای «صد» · صفحهٔ ۳۸۴ از ۸۳۵
- بخش ۱۲۲ - سبب حرمان اشقیا از دو جهان کی خسر الدنیا و الآخرة جلال الدین محمد مولویاندریشان بنگر آخر ز اعتباریک قلاووزست جان صد هزار
- بخش ۹۸ - اقتدا کردن قوم از پس دقوقی جلال الدین محمد مولویهمچنین پیغامهای دردگینصد هزاران آید از حضرت چنین
- بخش ۱۸۴ - لاابالی گفتن عاشق ناصح و عاذل را از سر عشق جلال الدین محمد مولویاو دو صد جان دارد از جان هدیوآن دوصد را میکند هر دم فدی
- بخش ۸۱ - بیان رسول علیه السلام سبب تفضیل و اختیار کردن او آن هذیلی را به امیری و سرلشکری بر پیران و کاردیدگان جلال الدین محمد مولویبس منافق کاندرین ظاهر گریختخون صد مؤمن به پنهانی بریخت
- بخش ۱۱۸ - حکایت آن پادشاهزاده کی پادشاهی حقیقی به وی روی نمود یَوْمَ یَفِرُّ المَرْءُ مِنْ أَخیهِ وَ أُمِّهِ وَ أَبیهِ نقد وقت او شد پادشاهی این خاک تودهٔ کودک طبعان کی قلعه گیری نام کنند آن کودک کی چیره آید بر سر خاک توده برآید و لاف زندگی قلعه مراست کودکان دیگر بر وی رشک برند کی التُّرابُ رَبیعُ الصِّبْیانِ آن پادشاهزاده چو از قید رنگها برست گفت من این خاکهای رنگین را همان خاک دون میگویم زر و اطلس و اکسون نمیگویم من ازین اکسون رستم یکسون رفتم و آتیناه الحکم صبیا ارشاد حق را مرور سالها حاجت نیست در قدرت کن فیکون هیچ کس سخن قابلیت نگوید جلال الدین محمد مولویصد دریچه و در سوی مرگ لدیغمیکند اندر گشادن ژیغ ژیغ
- بخش ۱۱۹ - شرح آن کور دوربین و آن کر تیزشنو و آن برهنه دراز دامن جلال الدین محمد مولویوقت مرگش که بود صد نوحه بیشخنده آید جانش را زین ترس خویش
- بخش ۱۵۱ - دعا کردن بلعم با عور کی موسی و قومش را از این شهر کی حصار دادهاند بی مراد باز گردان و مستجاب شدن دعای او جلال الدین محمد مولویصد هزار ابلیس و بلعم در جهانهمچنین بودست پیدا و نهان
- سوم جلال الدین محمد مولویهیچ کس با صد بصیرت ذرهٔ نشناسدشگرچه پیش شه نشیند چون نیابد شاه را
- بخش ۲۰ - صفت طاوس و طبع او و سبب کشتن ابراهیم علیهالسلام او را جلال الدین محمد مولویای برادر دوستان افراشتیبا دو صد دلداری و بگذاشتی
- بخش ۱۳۸ - باز جواب انبیا علیهم السلام جلال الدین محمد مولویگر تو جایی خفته باشی با خطراژدها در قصد تو از سوی سر
- بخش ۷۴ - یافتن مرید مراد را و ملاقات او با شیخ نزدیک آن بیشه جلال الدین محمد مولویصد هزاران شیر زیر رانشانپیش دیدهٔ غیبدان هیزمکشان
- بخش ۱۴۶ - حکایت ضیاء دلق کی سخت دراز بود و برادرش شیخ اسلام تاج بلخ به غایت کوتاه بالا بود و این شیخ اسلام از برادرش ضیا ننگ داشتی ضیا در آمد به درس او و همه صدور بلخ حاضر به درس او ضیا خدمتی کرد و بگذشت شیخ اسلام او را نیم قیامی کرد سرسری گفت آری سخت درازی پارهای در دزد جلال الدین محمد مولویاو بسی کوته ضیا بیحد درازبود شیخ اسلام را صد کبر و ناز
