جستوجو در اشعار
برای عبارت دقیق، آن را میان «گیومه» یا "نقلقول" بگذارید. اعراب، ی/ي، ک/ك و نیمفاصله در جستوجو مهم نیستند.
پالایش بر پایهٔ شاعر، قالب و اثر
۱۰٬۰۰۹ نتیجه برای «صد» · صفحهٔ ۳۸۷ از ۸۳۵
- بخش ۱۷۱ - بیان آنک فتح طلبیدن مصطفی صلی الله علیه و سلم مکه را و غیر مکه را جهت دوستی ملک دنیا نبود چون فرموده است الدنیا جیفة بلک بامر بود جلال الدین محمد مولویچونک اندر مرگ بیند صد وجودهمچو پروانه بسوزاند وجود
- بخش ۴۳ - حکایت آن رنجور کی طبیب درو اومید صحت ندید جلال الدین محمد مولویکه درونشان صد قیامت نقد هستکمترین آنک شود همسایه مست
- بخش ۷۵ - بیان آنک آنچ بیان کرده میشود صورت قصه است وانگه آن صورتیست کی در خورد این صورت گیرانست و درخورد آینهٔ تصویر ایشان و از قدوسیتی کی حقیقت این قصه راست نطق را ازین تنزیل شرم میآید و از خجالت سر و ریش و قلم گم میکند و العاقل یکفیه الاشاره جلال الدین محمد مولویخود تو میخوانی نه من ای مُقتَدیمن کُهِ طورم تو موسی وین صدا
- بخش ۱۰۰ - شنیدن دقوقی در میان نماز افغان آن کشتی کی غرق خواست شدن جلال الدین محمد مولویبا خدا با صد تضرع آن زمانعهدها و نذرها کرده بهجان
- بخش ۱۳۶ - باز جواب انبیا علیهم السلام ایشان را جلال الدین محمد مولویپیش ما صد سال و یکساعت یکیستکه دراز و کوته از ما منفکیست
- بخش ۶۹ - قصهٔ آدم علیهالسلام و بستن قضا نظر او را از مراعات صریح نهی و ترک تاویل جلال الدین محمد مولویبوالبشر کو علَّم الاَسْما بگَستصد هزاران علمش اندر هر رگَست
- بخش ۵۳ - در بیان آنک مرد بدکار چون متمکن شود در بدکاری و اثر دولت نیکوکاران ببیند شیطان شود و مانع خیر گردد از حسد همچون شیطان کی خرمن سوخته همه را خرمن سوخته خواهد أَرَأَیْتَ الَّذي یَنْهی عَبْداً إِذا صَلّی جلال الدین محمد مولویاین سخن در سینه دخل مغزهاستدر خموشی مغز جان را صد نماست
- بخش ۴۳ - گفتن موسی علیه السلام گوسالهپرست را کی «آن خیالاندیشی و حزم تو کجاست؟» جلال الدین محمد مولویصد گمانت بود در پیغامبریمبا چنین برهان و این خلق کریم
- بخش ۱۴۶ - تهدید کردن نوح علیهالسلام مر قوم را کی با من مپیچید کی من روپوشم با خدای میپیچید در میان این بحقیقت ای مخذولان جلال الدین محمد مولویصد هزاران شیر بود او در تنیاو چو آتش بود و عالم خرمنی
- بخش ۱۰۱ - کرامات آن درویش کی در کشتی متهمش کردند جلال الدین محمد مولویصد هزاران ماهی از دریای ژرفدر دهان هر یکی دُری شگرف
- بخش ۸۸ - شکایت گفتن پیرمردی به طبیب از رنجوریها و جواب گفتن طبیب او را جلال الدین محمد مولویگفت آری انقطاع دم بودچون رسد پیری دو صد علت شود
- بخش ۹ - قصهای هم در تقریر این جلال الدین محمد مولویچون چنین رفتی بدیدی صد گشادچون شدی در ضد آن دیدی فساد
