جستوجو در اشعار
برای عبارت دقیق، آن را میان «گیومه» یا "نقلقول" بگذارید. اعراب، ی/ي، ک/ك و نیمفاصله در جستوجو مهم نیستند.
پالایش بر پایهٔ شاعر، قالب و اثر
۱۳٬۶۳۸ نتیجه برای «دید» · صفحهٔ ۴۲۵ از ۱٬۱۳۷
- غزل شمارهٔ ۴۱ جلال الدین محمد مولویسوی دل ما بِنِگر کز هوس دیدن تودولت آن جا که در او حسن تو بگشاد قبا
- غزل شمارهٔ ۵۰ جلال الدین محمد مولویگفت که «جانِ جان منم، دیدن جان، طمع مکن»ای بنموده روی تو، صورت جان، چرا چرا؟
- غزل شمارهٔ ۵۱ جلال الدین محمد مولویدیدن خسرو زمن شعشعه عقار منسخت خوش است این وطن، مینروم از این سرا
- غزل شمارهٔ ۶۳ جلال الدین محمد مولویچو با تبریز گردیدم ز شمس الدین بپرسیدماز آن سری کز او دیدم همه ایجاد صورت را
- غزل شمارهٔ ۶۹ جلال الدین محمد مولویتوی جان من و بیجان ندانم زیست من باریتوی چشم من و بیتو ندارم دیده بینا
- غزل شمارهٔ ۷۵ جلال الدین محمد مولویچون آب روان دیدی بگذار تیمم راچون عید وصال آمد بگذار ریاضت را
- غزل شمارهٔ ۹۵ جلال الدین محمد مولویخموشید خموشید که تا فاش نگردیدکه اغیار گرفتست چپ و راست خدایا
- غزل شمارهٔ ۱۰۴ جلال الدین محمد مولویبیا ای شمس تبریزی نیربدان رخ نور ده دیدار ما را
- غزل شمارهٔ ۱۱۴ جلال الدین محمد مولویهر عاشق شاهدی گزیدهستما جز تو ندیدهایم یارا
- غزل شمارهٔ ۱۱۶ جلال الدین محمد مولویاز سحر تو احولست دیدهدر دیده نهادهای دوی را
- غزل شمارهٔ ۱۱۷ جلال الدین محمد مولویاز دور بدیده شمس دین رافخر تبریز و رشک چین را
- غزل شمارهٔ ۱۲۲ جلال الدین محمد مولویدیدم رخ خوب گلشنی راآن چشم و چراغ روشنی را
