جستوجو در اشعار
برای عبارت دقیق، آن را میان «گیومه» یا "نقلقول" بگذارید. اعراب، ی/ي، ک/ك و نیمفاصله در جستوجو مهم نیستند.
پالایش بر پایهٔ شاعر، قالب و اثر
۶٬۲۹۱ نتیجه برای «زر» · صفحهٔ ۴۲۸ از ۵۲۵
- بخش ۹۸ - قاین ناصرخسرو قبادیانی… ند اما کاروان به چهار روز تواند شدن که فرسنگ های گران است. قاین شهری بزرگ و حصین است و گرد شهرستان خندقی دارد و مسجد آدینه به شهرستان اندر است و آن جا که مقصوره است طاقی عظیم بزرگ است چنان که در خراسان از آن بزرگ تر ندید …
- بخش ۵۴ - اخمیم، اسوان و نوبه ناصرخسرو قبادیانی… نیل جزیره ای است چون باغی و اندر آن خرمایستان و زیتون و دیگر اشجار و زرع بسیار است و به دولاب آب دهند و جای با درخت است و آن جا بیست و یک روز بماندم که بیابانی عظیم در پیش بود و دویست فرسنگ تا لب دریا موسم آن بود که حجا …
- بخش ۱۱۳ - صف هشتاد و نهم ناصرخسرو قبادیانی… یت مران بهره را باید دانستن که عقل اول از کلمت باری بود ، آن بهر بهر بزرگ است و هویت عقل بدان دانستن که عقل بدان بهره اشارت پذیرفت و زانچ فرود ازو پدید آمد از بهر جدا شد . پس آن بهره ازلیت است . اما ازلی خود عقل است که ا …
- بخش ۸۵ - صفت مد و جزر بصره و جوی های آن ناصرخسرو قبادیانیصفت مد و جزر بصره و جوی های آن : دریای عمان را عادت است که در شبان روزی دو باره مد برآورد چنان که مقدار ده گز آب ارتفاع گیرد و چون تمام ارتفاع گیرد به تدریج جزر کند و فرو نشستن گیرد تا ده دوازده گز و آن ده گز که ذکر میر …
- بخش ۱۴ - ارزن، میافارقین، نصریه ناصرخسرو قبادیانی… تر نوشته است و بالجمله متوضای آن را چهل حجره در پیش است و دو جوی آب بزرگ میگردد در همه خانهها یکی ظاهر، استعمال را و دیگری تحت الارض پنهان که ثقل میبرد و چاهها پاک میگرداند.
- بخش ۴۶ - جواب ناصرخسرو قبادیانی… چون این کس از خداوندِ بنا چیز نیافت بدانچ رنج خویش ضایع کرد مر او را آزردن نبود از خداوند بنا، و بدان روی که رنج خویش ضایع کرد عقوبت یافت به نایافتن فائده از آنچ کرد و چون کار نیکو کرد و فائده بیافت آن نشان ثواب بود او ر …
- بخش ۴۱ - قیروان، سلجماسه و اندلس ناصرخسرو قبادیانی… یروان ولایتی است شهر معظمش سلجماسه است که به چهار فرسنگی دریاست، شهر بزرگ بر صحرا نهاده و باروی محکم دارد و در پهلوی آن مهدیّه است که مهدی از فرزندان امیرالمومنین حسین بن علی رضی الله تعالی عنهما ساخته است بعد از آن که م …
- بخش ۶۷ - پس از طائف ناصرخسرو قبادیانی… جا به ناحیی رسیدیم که آن را ثریا میگفتند آن جا خرمایستان بسیار بود و زراعت میکردند با آب چاه و دولاب و در آن ناحیه میگفتند که هیچ حاکم و سلطان نباشد و هر جا رئیسی و مهتری باشد به سر خود و مردم دزد و خونی همه روز بایکد …
- شمارهٔ ۳۵ - در بیاعتنایی به دنیا خاقانی شروانیگرچه چون آب همه تن زرهمنه امید ظفری خواهم داشت
- شمارهٔ ۶۷ - این قصیدهٔ را نهزة الارواح و نزهة الاشباح گویند و در کعبهٔ معظمه انشاء کرده مطلع اول صفت عشق و مقصد صدق کند و باز شرح منازل و مناسک راه کعبه دهد از بغداد تا مکه خاقانی شروانیدر طریق کعبهٔ جان چرخ زرین کاسه رااز پی دریوزه جای کاسه گردان دیدهاند
- شمارهٔ ۱۰۵ - قصیده خاقانی شروانیتو را کعبهٔ دل درون تار و ماربرون دیر صورت کنی زرنگار
- شمارهٔ ۱۱۳ - مطلع دوم خاقانی شروانیاز پی آز جانت آزرده استزآنکه آز است خود سر آزار
