جستوجو در اشعار
برای عبارت دقیق، آن را میان «گیومه» یا "نقلقول" بگذارید. اعراب، ی/ي، ک/ك و نیمفاصله در جستوجو مهم نیستند.
پالایش بر پایهٔ شاعر، قالب و اثر
۶٬۶۰۱ نتیجه برای «جام» · صفحهٔ ۴۳۱ از ۵۵۱
- غزل شمارهٔ ۱۴۱۲ جلال الدین محمد مولویبیا درده یکی جامی پر از شادی و آرامیکه بنمایم سرانجامی چو مخموران بپرسندم
- غزل شمارهٔ ۱۴۹۳ جلال الدین محمد مولویبر باب بریدیم که از یار بریدیمزان جامعِ عشّاق به خضرای دمشقیم
- غزل شمارهٔ ۱۵۰۹ جلال الدین محمد مولویبسی گفتم که من آن جا نخواهمبسی نالیدم و جامه دریدم
- غزل شمارهٔ ۱۶۳۷ جلال الدین محمد مولویبنهان از همه خلقان چه خوش آیین باغی استکه چو گل در چمنش جامه جان بدریدم
- غزل شمارهٔ ۱۷۸۶ جلال الدین محمد مولویگل جامهدر از دست تو ای چشمِ نرگس مستِ توای شاخها آبستِ تو ای باغِ بیپایانِ من
- غزل شمارهٔ ۱۸۰۵ جلال الدین محمد مولویگل جامهدر از دست تو، وی چشم نرگس مست توای شاخهها آبِست تو، وی باغ بیپایان من
- غزل شمارهٔ ۱۸۰۸ جلال الدین محمد مولویای عشق تو بخریده ما وز غیر تو ببریده ماای جامهها بدریده ما بر چاک ما بخیه مزن
- غزل شمارهٔ ۱۸۳۷ جلال الدین محمد مولوییا رب من بدانمیتا به کجام می کشدبهر چه کار می کشد هر طرفی مهار من
- غزل شمارهٔ ۱۸۴۴ جلال الدین محمد مولویچو جامم گه بگرداند چو ساغر گه بریزد خونچو خمرم گه بجوشاند چو مستم گه کند ویران
- غزل شمارهٔ ۲۱۶۲ جلال الدین محمد مولویسماع گوش من نامت سماع هوش من جامتعمارت کن مرا آخر که ویرانم به جان تو
- غزل شمارهٔ ۲۲۱۹ جلال الدین محمد مولویدوش دیوانه شدم، عشق مرا دید و بگفت:«آمدم، نعره مزن، جامه مدر، هیچ مگو»
- غزل شمارهٔ ۲۳۱۱ جلال الدین محمد مولویگرمابه روحانی آوخ چه پری خوان استوین عالم گورستان چون جامه کنان گشته
