جستوجو در اشعار
برای عبارت دقیق، آن را میان «گیومه» یا "نقلقول" بگذارید. اعراب، ی/ي، ک/ك و نیمفاصله در جستوجو مهم نیستند.
پالایش بر پایهٔ شاعر، قالب و اثر
۶٬۹۵۴ نتیجه برای «آتش» · صفحهٔ ۴۳۲ از ۵۸۰
- گفتار سی و یکم ناصرخسرو قبادیانی… ظ مهذب یعنی آراسته کرده بیرون آورد و به اساس سپرد و اساس مر آنرا (در) آتش خاطر خویش بگداخت و مثلها و رمزها کزو بمنزلت آلایش بود یکسوکرد و بتاویل بامام داد و باز امام مر آنرا دیگر باره بگداخت و نقره گردانید تا ضعیفان امت …
- شمارهٔ ۳ - در مدح رکنالدین ارسلان شاه بن طغرل خاقانی شروانیقد چو قدح خم دهید پس همه در خم جهیدپیش که بیرون جهد آتش از اندام صبح
- شمارهٔ ۷ - در مرثیهٔ امیر عضد الدین فریبرز و خواهر او، دو فرزند شروان شاه خاقانی شروانیاز اشک گرم تفته دلان در سواد خاکطوفان آب آتش زای اندر آمده
- شمارهٔ ۹ - این قصیدهٔ را ارتجالا در مدح شروان شاه منوچهر و صفت شکارگاه او و بنای بند باقلانی سروده است خاقانی شروانیما در آب و آتش از فکرت که گوئی آن نسیمباد زلفت بود با خاک جناب پادشا
- شمارهٔ ۶۶ - مطلع سوم خاقانی شروانیباد مشکآلود گوئی سیب تر بر آتش استکاندر او قدری گلاب اصفهان افشاندهاند
- شمارهٔ ۱۵۸ - خاقانی درجواب ابوالفضایل احمد سیمگر گوید خاقانی شروانیمرد همدم آنگه اندوزد که آید در عدمموم از آتش آنگه افروزد که دارد ریسمان
- یاد نمودن ناظر از بزم آشنایی و ناله کردن از اندوه جدایی و شکایت بخت نامساعد بر زبان آوردن و حکایت طالع نامناسب بیان کردن وحشی بافقیکه ناظر آتش دل در قلم زدحدیث شعلهٔ دوری رقم زد
- در ستایش ولی سلطان و بکتاش بیگ و قاسم بیگ وحشی بافقیقهر او آتش نهنگ گذارزو سمندر به بحر آتش بار
- رفتن شاهزاده منظور به شکار و باز را بر کبک انداختن و شام فراق ناظر را به صبح وصال مبدل ساختن وحشی بافقیمرا این داغ از آنها بیشتر سوختکه چون چرخ آتش محرومی افروخت
- بخش ۵ - حکایت وحشی بافقیپرسیاش از آتش دل گرمگرمپس سخنان شرح دهی نرمنرم
- غزل شمارهٔ ۱۹۴۰ جلال الدین محمد مولویذوق عشقت چون ز حد شد خلق آتشخوار شدهمچو اشترمرغ آتش می خورد در عشق جان
- بخش ۱۰ ابوالقاسم فردوسیمن از دخت مهراب گریان شدمچو بر آتش تیز بریان شدم
