جستوجو در اشعار
برای عبارت دقیق، آن را میان «گیومه» یا "نقلقول" بگذارید. اعراب، ی/ي، ک/ك و نیمفاصله در جستوجو مهم نیستند.
پالایش بر پایهٔ شاعر، قالب و اثر
۵٬۹۶۴ نتیجه برای «زیر» · صفحهٔ ۴۳۴ از ۴۹۷
- غزل شمارهٔ ۵۲۵ جلال الدین محمد مولویخاموش شد عالم به شب تا چست باشی در طلبزیرا که بانگ و عربده تشویش خلوتگاه شد
- غزل شمارهٔ ۵۳۰ جلال الدین محمد مولویهان ای پسر هان ای پسر خود را ببین در من نگرزیرا ز بوی زعفران گوینده خندان میرسد
- غزل شمارهٔ ۵۴۲ جلال الدین محمد مولویگردیم ما آن شب روان اندر پی ما هندوانزیرا که ما بردیم زر تا پاسبان آگاه شد
- غزل شمارهٔ ۵۶۴ جلال الدین محمد مولویبده زان بادهٔ خوشبو مپرسش مستحقی توازیرا آفتابی که همه بر عام میگردد
- غزل شمارهٔ ۶۴۶ جلال الدین محمد مولوییک حمله دیگر بُنِه خواب بسوزیمزیرا که چنین دولت بیدار درآمد
- غزل شمارهٔ ۷۴۵ جلال الدین محمد مولویای خموش از گفت خویش و ای جدا از جفت خویشچون چنین حیران شدی از عقل زیرکسار خود
- غزل شمارهٔ ۸۰۰ جلال الدین محمد مولویچون عزیر و خر او را به دمی جان بخشیدگر خر نفس شود لایق جولان چه شود
- غزل شمارهٔ ۸۳۹ جلال الدین محمد مولویخشمین بر آن کسی شو کز وی گزیر باشدیا غیر خاک پایش کس دستگیر باشد
- غزل شمارهٔ ۸۴۰ جلال الدین محمد مولویوانگه ز عالم جان آمد سپاه انسانعقلش وزیر گشت و دل رفت پادشا شد
- غزل شمارهٔ ۸۷۰ جلال الدین محمد مولویفاش و صریح گو که صفات بشر گریختزیرا صفات خالق جبار میرسد
- غزل شمارهٔ ۸۷۴ جلال الدین محمد مولویخاموش و خوش بخسپ در این خرمن شکرزیرا شکر به گفت پراکنده میشود
- غزل شمارهٔ ۱۰۱۷ جلال الدین محمد مولوییا می دهش از بلبله یا خود به راهش کن هلهزیرا میان گلرخان خوش نیست عفریت ای پسر
