جستوجو در اشعار
برای عبارت دقیق، آن را میان «گیومه» یا "نقلقول" بگذارید. اعراب، ی/ي، ک/ك و نیمفاصله در جستوجو مهم نیستند.
پالایش بر پایهٔ شاعر، قالب و اثر
۱۲٬۳۸۸ نتیجه برای «بد» · صفحهٔ ۴۶۳ از ۱٬۰۳۳
- غزل شمارهٔ ۷۰۵ جلال الدین محمد مولویاز گفت بدار چنگ کز ویبی گفت تو فهم بانوا شد
- غزل شمارهٔ ۷۰۸ جلال الدین محمد مولویهر کار که بسته گشت و مشکلآن کار بِدو میسر آمد
- غزل شمارهٔ ۷۰۹ جلال الدین محمد مولویترک خر کالبد بگوییدکان شاه براق تاز آمد
- غزل شمارهٔ ۷۳۲ جلال الدین محمد مولویکاسه خورشید و مه از عربده درهم شکستچونک ساغرهای مستان نیک باتوفیر بود
- غزل شمارهٔ ۷۳۳ جلال الدین محمد مولویذره ذره آفتاب عشق دردی خوار بادمو به موی ما بدان سر جعفر طیار باد
- غزل شمارهٔ ۷۳۷ جلال الدین محمد مولویجمله آب زندگانی زیر تختش میرودهر کی خورد از آب جویش تا ابد پاینده شد
- غزل شمارهٔ ۷۴۱ جلال الدین محمد مولویپنج در چه فایده چون هجر را شش تو کندخون بدان شد دل که طالب خون دل را بو کند
- غزل شمارهٔ ۷۴۲ جلال الدین محمد مولویجان قبول خلق یابد خاطرش آن جا کشددل به مهر هر کسی دزدیده رو هر سو کند
- غزل شمارهٔ ۷۵۰ جلال الدین محمد مولویچون حدیث بیدلان بشنید جان خوشدلمجان بداد و این سخن را در میان جان نهاد
- غزل شمارهٔ ۷۵۱ جلال الدین محمد مولویبر حذر باید بدن گرچه حذر هم داد اوستآن حذر او داد کز بهر بچه مادر کشد
- غزل شمارهٔ ۷۵۵ جلال الدین محمد مولویجان مطلق شد ز نورش صورتی کو جان نداشتگشت قربان رهش آن کس که او بدکیش بود
- غزل شمارهٔ ۷۶۲ جلال الدین محمد مولویبدرد مرده کفن را به سر گور برآیداگر آن مرده ما را ز بت من خبر آید
