جستوجو در اشعار
برای عبارت دقیق، آن را میان «گیومه» یا "نقلقول" بگذارید. اعراب، ی/ي، ک/ك و نیمفاصله در جستوجو مهم نیستند.
پالایش بر پایهٔ شاعر، قالب و اثر
۵۷۶ نتیجه برای «ست» با فیلتر وحشی بافقی · صفحهٔ ۴۸ از ۴۸
- نشستن شاهزاده بر تخت شهریاری و بلند آوازه گشتن در خطبهٔ کامکاری و در اختصار قصه کوشیدن و لباس تمامی بر شاهد فسانه پوشیدن وحشی بافقیحریف هم به بزم میگساریرفیق هم به کوی دوستداری
- قصیدهٔ شمارهٔ ۱ - در ستایش غیاث الدین محمد میرمیران وحشی بافقیبزن بر جانم آن تیر نگاه صید غافل کشکه در شست تغافل بود و رنگین داشت پیکان را
- بخش ۲۸ - در صفت مرغزاری که شیرین در آنجا آسایش نموده و گفتگوی او با دایه در ستایش حسن خویش وحشی بافقیمهی کش در دل و جان است منزلز آب و گل کجا بگشایدش دل
- بخش ۹ - حکایت وحشی بافقیبود همین زخم سر نیش خارآنچه به دست آمدش از روزگار
- رسیدن آن گل نودمیدهٔ چمن رعنایی و سرو تازه رسیدهٔ گلشن زیبایی به مرغزاری که پنجهٔ چنارش شاخ بیداد شکستی و آفتاب بلند پایه در سایه بیدش نشستی وحشی بافقینماند در مقام خسته حالیدل پر سازد از فریاد خالی
- بیان خوابی و اظهار اضطرابی که ناظر را از راز پنهان از بیصبری خبر داده و داغ ناصبوریش بر جگر نهاده و حکایت مفارقت و شکایت مهاجرت وحشی بافقیحدیث خوشادا گلزار یاریستنهال بوستان دوستاریست
- قصیدهٔ شمارهٔ ۹ - در ستایش شاه طهماسب وحشی بافقیآنکه جان بخش و جان ستان باشدلطف و قهر خدایگان باشد
- قصیدهٔ شمارهٔ ۱۴ - در ستایش شاه غیاث الدین محمد میرمیران وحشی بافقیساعتی کان ساعت از خوبی گلستان ارمدر نخستین گام گردد باغ فردوست دچار
- بخش ۲۳ - گفتار اندر دلربایی شیرین از فرهاد مسکین و گفت و شنید آن دو به طریق راز و نیاز در پردهٔ راز وحشی بافقیاگر چه آتش است و آتشافروزمبادا کم که خوشسوزیست این سوز
- گلهٔ یار دلآزار وحشی بافقیای گل تازه! که بویی ز وفا نیست تو راخبر از سرزنش خار جفا نیست تو را
- عروس خیال از حجلهٔ اندیشه برون آوردن و او را در نظر ناظران جلوه دادن در تعریف بزمگاه سرور و صفت دامادی منظور وحشی بافقیعروس نظم را جویای این بکرچنین شد خواستگار از حجلهٔ فکر
- بخش ۵ - حکایت وحشی بافقیتیر جگردوزی از آن غمزه جَستبر جگرش آمد و تا پر نشست
