جستوجو در اشعار
برای عبارت دقیق، آن را میان «گیومه» یا "نقلقول" بگذارید. اعراب، ی/ي، ک/ك و نیمفاصله در جستوجو مهم نیستند.
پالایش بر پایهٔ شاعر، قالب و اثر
۱۲٬۳۸۸ نتیجه برای «بد» · صفحهٔ ۴۸۲ از ۱٬۰۳۳
- غزل شمارهٔ ۱۵۸۱ جلال الدین محمد مولویمتهم شو همچو یوسف تا در آن زندان درآییزانک در زندان نیاید جز مگر بدنام و ظالم
- غزل شمارهٔ ۱۵۹۵ جلال الدین محمد مولویچون براق عشق عرشی بود زیر ران ماگنبدی کردیم و سوی چرخ گردون تاختیم
- غزل شمارهٔ ۱۵۹۹ جلال الدین محمد مولویچون بدیدم صبح رویت در زمان برخیستمگرم در کار آمدم موقوف مطرب نیستم
- غزل شمارهٔ ۱۶۰۱ جلال الدین محمد مولویآتش جان سر برآورد از زمین کالبدخاست افغان از دل و ما چون فغان برخاستیم
- غزل شمارهٔ ۱۶۰۵ جلال الدین محمد مولویبزن آن پرده نوشین که من از نوش تو مستمبده ای حاتم مستان قدح زفت به دستم
- غزل شمارهٔ ۱۶۰۶ جلال الدین محمد مولویبده امشب هم از آنم نخورم عشوه من امشبتو گر از عهد بگردی من از آن عهد نگردم
- غزل شمارهٔ ۱۶۱۱ جلال الدین محمد مولویهله، ای گنبدِ گردون، بشنو قصّهام اکنونکه چو تو همره ماهم، بَر و پهنای تو دارم
- غزل شمارهٔ ۱۶۱۳ جلال الدین محمد مولویبده آن آب ز کوزه که نه عشقی است دوروزهچو نماز است و چو روزه غم تو واجب و ملزم
- غزل شمارهٔ ۱۶۱۶ جلال الدین محمد مولویچو قدح ریخته گشتم به تو آمیخته گشتمچو بدیدم که تو جانی مثل جان پنهانم
- غزل شمارهٔ ۱۶۲۵ جلال الدین محمد مولویز ره زیادهجویی به طریق خیرهروییبروم که کدخدایم غله بدروم بکارم
- غزل شمارهٔ ۱۶۲۶ جلال الدین محمد مولویبکشد ز کبر دامن دل من چو دلبر آیدبدرد نظر گریبان چو ز انتظار گویم
- غزل شمارهٔ ۱۶۳۰ جلال الدین محمد مولویاین نبودهست و نباشد که من از طنز و گزافگهر از ره ببرم لعل بدخشان بکشم
