جستوجو در اشعار
برای عبارت دقیق، آن را میان «گیومه» یا "نقلقول" بگذارید. اعراب، ی/ي، ک/ك و نیمفاصله در جستوجو مهم نیستند.
پالایش بر پایهٔ شاعر، قالب و اثر
۱۹٬۶۵۱ نتیجه برای «دو» · صفحهٔ ۵۰۸ از ۱٬۶۳۸
- بخش ۵۸ - در دریا نشستن سلامان و ابسال و به جزیره خرم رسیدن و در آنجا آرام گرفتن و مقیم شدن جامیدید بحری همچو گردون بی کرانچشم های بحریان چون اختران
- بخش ۱۲ - خواب کردن حبشی و باز بردن دایه وی را به خانه جامیدوستی حال وی چو آنسان دیدموجب آنچه دید ازو پرسید
- بخش ۸ - گفتار در اظهار دولتخواهی و مدحت گزاری حضرت خلافت پناهی سلطنت شعاری خلدالله تعالی ملکه و سلطانه و علا امره و شأنه جامیبلکه حق راست سایه ممدودواندر آن سایه عالمی خوشنود
- بخش ۳۰ - خواب دیدن یوسف علیه السلام که آفتاب و ماه و یازده ستاره وی را سجده می برند و شنیدن اخوان آن را و زیادت شدن حسد ایشان جامیبدو گفت ای شکر شرمنده توچه موجب داشت شکر خنده تو
- بخش ۵۲ - حکایت خصومت غلام و خاتون مرزبان مرو با یکدیگر و بهتان آموختن غلام مر طوطیان را و ظاهر شدن آن بهتان جامیدو طوطی ز بازار مرغان خریدکزان گونه مرغان سلیمان ندید
- بخش ۵۹ - فرستادن پدر ریا را بعد از چهل روز همراه عیینه به مدینه و پیش گرفتن حرامیان و هلاک شدن بر دست ایشان جامیبا دو صد عز و حشمت و جاهشکرد سوی مدینه همراهش
- بخش ۹۱ - عقد بیست و هشتم در بذل و جود که اول آن اعطای درهم و دینار است و آخر آن بذل وجود جامیگنج جود است کف تو مپسنداز هر انگشت بر آنجا دو سه بند
- بخش ۱۱ جامی… شته است، امروز در افشای آن مکوش، بعد از آن حجاج گفت: ای اعرابی یکی از دو کار اختیار کن: یا پیش من باش که تو را از خواص خود گردانم یا تو را پیش عبدالملک مروان فرستم و به آنچه او را گفته ای اخبار کنم تا هرچه خواهد آن کند.
- بخش ۵۴ - مقاله هفدهم در اشارت به حسن خوبان و جمال محبوبان که دلفریب ترین گل این بهارستانند و ناشکیب ترین نقش این نگارستان جامیجبهه ات از نور چو مطلع نوشتابرویت از مشک دو مصرع نوشت
- بخش ۷۰ - خواب دیدن یوسف علیه السلام مادر و پدر را و از خدای تعالی وفات خود طلبیدن و اضطراب زلیخا جامیکشیده شاهد دولت در آغوشکند اندوه هجران را فراموش
- بخش ۳۷ - رسدن زلیخا به درگاه پادشاه و سبب ازدحام پرسیدن و جمال یوسف را علیه السلام دیدن و وی را شناختن جامیزلیخا بود ازین صورت تهی دلکزو تا یوسف آمد یک دو منزل
- بخش ۳۷ - عقد دهم در کشف سر ورع که کاسر سورت حرص و طمع است و کاشف ظلمت اهوا و بدع جامینان خود با تره و دوغ زنیبه که از خوان شه آروغ زنی
