جستوجو در اشعار
برای عبارت دقیق، آن را میان «گیومه» یا "نقلقول" بگذارید. اعراب، ی/ي، ک/ك و نیمفاصله در جستوجو مهم نیستند.
پالایش بر پایهٔ شاعر، قالب و اثر
۵٬۹۶۴ نتیجه برای «زیر» · صفحهٔ ۵۴ از ۴۹۷
- غزل شمارهٔ ۱۰۱۸ جلال الدین محمد مولویرو چشم جان را برگشا در بیدلان اندرنگرقومی چو دل زیر و زبر قومی چو جان بیپا و سر
- غزل شمارهٔ ۱۰۱۹ جلال الدین محمد مولویما را کجا باشد امان کز دست این عشق آسمانماندست اندر خرکمان چون عاشقان زیر و زبر
- غزل شمارهٔ ۱۰۲۲ جلال الدین محمد مولویگفتم کی زیر و زبر چرخ و زمینتنیست عجب گر بر تو نیست مرا بار
- غزل شمارهٔ ۱۰۲۷ جلال الدین محمد مولویآورد برون گردون از زیر لگن شمعیکز خجلت نور او بر چرخ نماند اختر
- غزل شمارهٔ ۱۰۲۸ جلال الدین محمد مولویبر روی زمین جان را چون رو شرف و نوریدر زیر زمین تن را چون تخم اجلی دیگر
- غزل شمارهٔ ۱۰۴۶ جلال الدین محمد مولویولی دردم تو اسرافیل جانهانیم از نفخ روح و زیر و بم سیر
- غزل شمارهٔ ۱۰۵۴ جلال الدین محمد مولویتو روز قیامتی که از توزیر و زبرست شهر و بازار
- غزل شمارهٔ ۱۰۶۸ جلال الدین محمد مولویپخته شد نان دلی کز تف عشق تو بسوختشد زبردست ابد آن کز تو شد زیر و زبر
- غزل شمارهٔ ۱۰۹۹ جلال الدین محمد مولویاو به زیر کاه آب خفتهستپا منه گستاخ ور نی رفت سر
- غزل شمارهٔ ۱۱۱۰ جلال الدین محمد مولویگر جهان زیر و زبر گشت از اوعاشق زیر و زبر را چه خبر
- غزل شمارهٔ ۱۱۱۹ جلال الدین محمد مولویمیراث مانده است جهان از هزار قرنچون شد به زیر خاک پدر شد پسر پدر
- غزل شمارهٔ ۱۱۴۸ جلال الدین محمد مولویبگویمت که چرا خواجه زیر و بالا گفتبدان سبب که نگشتست خواجه زیر و زبر
