جستوجو در اشعار
برای عبارت دقیق، آن را میان «گیومه» یا "نقلقول" بگذارید. اعراب، ی/ي، ک/ك و نیمفاصله در جستوجو مهم نیستند.
پالایش بر پایهٔ شاعر، قالب و اثر
۱۲٬۴۲۹ نتیجه برای «روی» · صفحهٔ ۵۵۹ از ۱٬۰۳۶
- بخش ۸ - صفت چهارم ناصرخسرو قبادیانی… مد. و اگر قول ایشان خود حقیقت نیست پس مر چیزها را حقیقت است. و بهر دو روی قول سوفسطائی باطل است. و این قضیت را که ایشان گفتند قضیت سلب گویند و چون قضیت سلب دروغ زن شود آنچ قضیت برو باشد نه چنان باشد که گوینده گفته باشد ، …
- بخش ۶۵ - صف پنجاه و سوم ناصرخسرو قبادیانی… چون آن نام بگویی بدان یک نام بسیار چیزها گفته شود جز آن، چنانک گویی «روی مردم»: این نامی باشد که گرد آورد مر بسیار نامها را که اندروست، چون پیشانی و ابروها و چشمها و گوشها و بینی و مژه و بناگوش و رخ و زنخ و دهان. پس چون …
- بخش ۶ - جواب ناصرخسرو قبادیانی… و دلیل بردرستی این قول آنست که ما هر صانعی که اندر عالم همی یابیم که بروی از رویهای بمصنوع خویش ماند، و مریشان هر دو را صانعی دیگر یابیم چنانک درود گر که صانع است و تخت مصنوع اوست و تخت همچون درود گر جسم است و بجسمی صانع …
- بخش ۶۷ - پس از طائف ناصرخسرو قبادیانی… خفیر گرفتیم و او را ابوغانم عبس بن العبیر میگفتند با او برفتیم. قومی روی به ما نهادند پنداشتند صیدی یافتند چه ایشان هر بیگانه را که بینند صید خوانند چون رئیس ایشان با ما بود چیزی نگفتند وگرنه آن مرد بودی ما را هلاک کردن …
- شمارهٔ ۶۷ - این قصیدهٔ را نهزة الارواح و نزهة الاشباح گویند و در کعبهٔ معظمه انشاء کرده مطلع اول صفت عشق و مقصد صدق کند و باز شرح منازل و مناسک راه کعبه دهد از بغداد تا مکه خاقانی شروانیاز لباس نفس عریان مانده چون ایمان و صبحهم به صبح از کعبهٔ جان روی ایمان دیدهاند
- شمارهٔ ۷۰ - در ستایش مظفر الدین قزل ارسلان ایلدگز خاقانی شروانیوانکه از روی تواضع پیش روی شاهداندیدهها را جرعه چین خاک اغبر ساختند
- شمارهٔ ۱۱۹ - مطلع سوم خاقانی شروانیو آن کعبه چون عروس کهن سال تازه رویبوده مشاطهٔ به سزا پور آزرش
- شمارهٔ ۱۲۴ - در مدح اقضی القضاة عز الدین بوعمران خاقانی شروانیز بس که بر سر من تافت آفتاب رضاشمرا چو روی شفق شرمسار میسازد
- شمارهٔ ۱۷۳ - در موعظه و تجرید و تخلص به مرگ عموی خود خاقانی شروانیگرچه ز روی قضا بر تو ستمها رودجز به رضا روی نیست دفع ستم ساختن
- شمارهٔ ۱۸۸ - در مدح عصمة الدین عمهٔ اخستان خاقانی شروانیهر پنج نماز چون کنی رویسوی در کامران کعبه
- غزل شمارهٔ ۳۹۸ خاقانی شروانیمرا ز تو همه عمر است ماتم همه روزهکه همچو عید به سالی دوبار روی نمایی
- قصیدهٔ شمارهٔ ۱۸ - قصیده وحشی بافقیچند ما را ز جفای تو دَوَد اشک به رویما به روی تو نیاریم تو خود شرم بدار
