جستوجو در اشعار
برای عبارت دقیق، آن را میان «گیومه» یا "نقلقول" بگذارید. اعراب، ی/ي، ک/ك و نیمفاصله در جستوجو مهم نیستند.
پالایش بر پایهٔ شاعر، قالب و اثر
۸٬۴۴۳ نتیجه برای «غم» · صفحهٔ ۵۶۱ از ۷۰۴
- شمارهٔ ۹۵۷ جامیگمگشتگان بادیه محنت و غمیممشکل بریم ره به سر کوی بی غمی
- شمارهٔ ۹۶۸ جامیغمش را سینه بی کینه بایدنروید این گیاه از هر زمینی
- شمارهٔ ۹۷۳ جامیگر نگهبان نشود گنج جهان را این چشمحاصل گنج به یغما ببرد یغمایی
- شمارهٔ ۹۷۴ جامیای گشته عیان هر جا هر جا که شوی پیداگردد ز غمت شیدا صد عاشق هر جایی
- شمارهٔ ۹۷۸ جامیدلم ز هر دو جهان در غمت ازان یکتاستکه در زمانه نداری به حسن همتایی
- شمارهٔ ۹۹۸ جامیگر نواساز و غزل خوان کنی آهنگ سماعراه بر نغمه سرایان خوش آهنگ زنی
- شمارهٔ ۱۰۱۱ جامیغمزه تیز و دل سختش پی قتلم بس استتا به کی در کف رقیبا تیغ پولادش دهی
- بخش ۷۶ - در بیان آنکه آدمی کل است و سایر اشیا به مثابه اجزا جامیهمچنین از حقایق عالمهمه چیزی بود در او مدغم
- بخش ۱۲۲ - در بیان آنکه قول خیر کدام است که به آن اشتغال نمایند و قول شر کدام است که از آن اجتناب کنند جامیاجر تبلیغ یافت پیغمبرکافران را فزود کفر و بطر
- بخش ۱۸ - در بیان آنکه شهوت که به وایه طبع و کام نفس گرفتاری است دون پایه دولت سلطنت و جهانداری است جامیغمزه او سنان سینه شکافسینه پردلان روز مصاف
- بخش ۳۹ - مناجات در اشارت به آنکه حقیقت ورع اعراض است از ماسوی الله و طلب تحقیق به مقام زهد جامیای به خود خوانده ورع وزران رارغم بر حرص و طمع لرزان را
- بخش ۱۰ - در کلمه عدل، عین که چون چشم بر سر آمده است مفتوح است و دال که چون دل در درون قرار گرفته ساکن یعنی باید که صاحب عدل را علی الدوام چشم بصر و بصیرت به حال رعایا مفتوح بود و اغماض از آن جایز نه و دل او از تظلم مظلومان در مرکز عدل آرمیده و جنبش و اضطراب در آن ممکن نه جامیشاه باید که چشم باز بودبر بد و نیک سرفراز بود
