جستوجو در اشعار
برای عبارت دقیق، آن را میان «گیومه» یا "نقلقول" بگذارید. اعراب، ی/ي، ک/ك و نیمفاصله در جستوجو مهم نیستند.
پالایش بر پایهٔ شاعر، قالب و اثر
۱۰٬۰۰۹ نتیجه برای «صد» · صفحهٔ ۵۷۸ از ۸۳۵
- غزل شمارهٔ ۲۷۶۵ جلال الدین محمد مولویچون بانگ سماع در که افتادای کوه گران کم از صدایی
- غزل شمارهٔ ۲۷۸۸ جلال الدین محمد مولویاین دل صدپاره مر دربان جان را پاره دادچون به پیش پرده آمد بهترک شد پارهای
- غزل شمارهٔ ۲۸۱۲ جلال الدین محمد مولویگفت جانم کز عنایتهای مخدوم زمانصدر شمس الدین تبریزی تو ره گم کردهای
- غزل شمارهٔ ۲۸۱۵ جلال الدین محمد مولوینه صداعی نه خماری نه غمت ماند نه زاریعسسی دان غم خود را به در شحنه و والی
- غزل شمارهٔ ۲۸۶۱ جلال الدین محمد مولویصفت حکم تو در خون شهیدان رقصدمرگ موش است ولیکن بر گربه بازی
- غزل شمارهٔ ۲۸۷۱ جلال الدین محمد مولویعنکبوتی بتند پرده اغیار شودهمچو صدیق و محمد من و او در غاری
- غزل شمارهٔ ۲۸۸۵ جلال الدین محمد مولویصدقات همه شاهان که سوی نیست رودرو سوی هست نهد چون تو سوی هست روی
- غزل شمارهٔ ۲۸۸۸ جلال الدین محمد مولویگه مدرس شود و درس کند بر سر صدرتا شود کن فیکون صدر جهان مرتبسی
- غزل شمارهٔ ۲۹۰۴ جلال الدین محمد مولویقصد بام آسمان میداشتیاز میان نردبان بگریختی
- غزل شمارهٔ ۲۹۰۸ جلال الدین محمد مولویخوش برآمد آن گل صدبرگ منسبزتر شد سبزه زارم اندکی
- غزل شمارهٔ ۲۹۳۲ جلال الدین محمد مولویزیرا برادرانت دارند قصد جانتهان تا میان ایشان جز با حذر نخسپی
- غزل شمارهٔ ۲۹۴۲ جلال الدین محمد مولویصدپاره شد دل من و آواره شد دل منامروز اگر بجویی در من ز دل اثر نی
