جستوجو در اشعار
برای عبارت دقیق، آن را میان «گیومه» یا "نقلقول" بگذارید. اعراب، ی/ي، ک/ك و نیمفاصله در جستوجو مهم نیستند.
پالایش بر پایهٔ شاعر، قالب و اثر
۷۵۸ نتیجه برای «گل» با فیلتر سایر قالبها · صفحهٔ ۵۸ از ۶۴
- بخش ۱۲۰ - گذر از آنکه ندیدست و جز خبر ندهد اقبال لاهوریهم از خدا گله دارم که بر زبان نرسدمتاع دل برد و یوسفی به بر ندهد
- بخش ۱۰۰ - چو خورشید سحر پیدا نگاهی می توان کردن اقبال لاهوریدرین گلشن که بر مرغ چمن راه فغان تنگ استبانداز گشود غنچه آهی می توان کردن
- بخش ۵۳ - به تسلئی که دادی نگذاشت کار خود را اقبال لاهوریمه و انجم از تو دارد گله ها شنیده باشیکه بخاک تیره ما زده ئی شرار خود را
- بخش ۷۲ - چو موج مست خودی باش و سر بطوفان کش اقبال لاهوریبه مهر و ماه کمند گلو فشار اندازستاره ر از فلک گیر و در گریبان کش
- بخش ۱۳۷ - آغاز گلشن راز جدید اقبال لاهوریبه سواد دیدهٔ تو نظر آفریدهام منبه ضمیر تو جهانی دگر آفریدهام من
- شمارهٔ ۶۵ حافظ شیرازیبلبلِ طبعِ من از فرقت ِ گلزارِ رخشدیرگاهیست که بی برگ و نوا میگردد
- شمارهٔ ۶۶ حافظ شیرازیساقی اندر قدحم باز می گلگون کرددر مَی کهنه دیرینهء ما افیون کرد
- شمارهٔ ۲ سعدی شیرازیگر ببینم رخ خوبش نکنم میل به باغزانکه چون عارض او نیست گلی بستان را
- حکایت شمارهٔ ۴ سعدی شیرازیدزدی به خانهٔ پارسایی در آمد؛ چندان که جست چیزی نیافت. دلتنگ شد. پارسا خبر شد. گلیمی که بر آن خفته بود در راه دزد انداخت تا محروم نشود.
- شمارهٔ ۸ سعدی شیرازیسر ز پیشت برنمیآرم ز دستور طلبشرم میدارم ز روی گلعذارت خیر باد
- حکایت شمارهٔ ۱۴ سعدی شیرازیدرویشی را ضَرورتی پیش آمد، گلیمی از خانهٔ یاری بدزدید.
- شمارهٔ ۱۵ سعدی شیرازیسلامی از من مسکین بدان صنوبر برپیامی از آن مهروی گلعذار بیار
