جستوجو در اشعار
برای عبارت دقیق، آن را میان «گیومه» یا "نقلقول" بگذارید. اعراب، ی/ي، ک/ك و نیمفاصله در جستوجو مهم نیستند.
پالایش بر پایهٔ شاعر، قالب و اثر
۷٬۷۶۱ نتیجه برای «آمد» · صفحهٔ ۶۰۴ از ۶۴۷
- غزل شمارهٔ ۱۸۰۶ جلال الدین محمد مولویگفتم چو خواهی رنج من آن رنج باشد گنج منمن بوهریره آمدم رنج و غمت انبان من
- غزل شمارهٔ ۱۹۶۷ جلال الدین محمد مولویصبرها کردند تا قهر خدا اندررسیددود قهر حق برآمدشان ز سقف دودمان
- غزل شمارهٔ ۲۱۳۴ جلال الدین محمد مولویرفتیم سوی شاه دین با جامههای کاغذینتو عاشق نقش آمدی همچون قلم در رنگ شو
- غزل شمارهٔ ۲۱۳۸ جلال الدین محمد مولویرفتم سفر بازآمدم ز آخر به آغاز آمدمدر خواب دید این پیل جان صحرای هندستان تو
- غزل شمارهٔ ۲۲۰۵ جلال الدین محمد مولویچون برون رفتی ز گل زود آمدی در باغ دلپس از آن سو جز سماع و جز شراب ناب کو
- غزل شمارهٔ ۲۲۷۶ جلال الدین محمد مولویخلقی که خواهند آمدن از نسل آدم بعد از اینجانهای ایشان بهر تو هم در فنا پا کوفته
- غزل شمارهٔ ۲۲۸۵ جلال الدین محمد مولویگر نبدی چنین چرا جهد و جهاد آمدیصوم و صلات و شب روی حج و مناسک و چله
- غزل شمارهٔ ۲۳۷۱ جلال الدین محمد مولویشادیا روزی که آن معشوق جانهای لقاآمده در بزم مست و با شما آمیخته
- غزل شمارهٔ ۲۴۲۹ جلال الدین محمد مولویای در طواف ماه تو ماه و سپهر مشتریای آمده در چرخ تو خورشید و چرخ چنبری
- غزل شمارهٔ ۲۴۴۰ جلال الدین محمد مولویای دولت و بخت همه دزدیدهای رخت همهچالاک رهزن آمدی با کاروان آمیختی
- غزل شمارهٔ ۲۵۲۱ جلال الدین محمد مولویوگر در عهدهٔ عهدی وفایی آمدی از مادلارام جهان پرور بر آن عهد و وفایستی
- غزل شمارهٔ ۲۵۲۴ جلال الدین محمد مولویاگر آب و گل ما را چو جان و دل پری بودیبه تبریز آمدی این دم بیابان را بپیمودی
