جستوجو در اشعار
برای عبارت دقیق، آن را میان «گیومه» یا "نقلقول" بگذارید. اعراب، ی/ي، ک/ك و نیمفاصله در جستوجو مهم نیستند.
پالایش بر پایهٔ شاعر، قالب و اثر
۸٬۸۵۵ نتیجه برای «گه» · صفحهٔ ۶۳۹ از ۷۳۸
- بخش ۳۱ - وداع کردن پدر مجنون را نظامی گنجویناگه اجل از کمین برون تاختناساخته کار، کار او ساخت
- بخش ۳۵ - به هم رسیدن خسرو و شیرین در شکارگاه نظامی گنجویمهینبانو چو از کار آگهی یافتبر اسباب غرض شاهنشهی یافت
- بخش ۱۲ - در مقام و مرتبت این نامه نظامی گنجویگرچه بدین درگه پایندگانروی نهادند ستایندگان
- بخش ۲۲ - مقالت دوم در عدل و نگهداری انصاف نظامی گنجویای مَلِکِ جانوران رای تووی گهر تاجوران پای تو
- شمارهٔ ۵ - قصیده اخری جامیتا درین کارگه بوقلمون هرچه قلممی کند ثبت همه حکم قضا و قدر است
- شمارهٔ ۶ جامینادان که از حقیقت آن آگهی نیافتپیوسته سینه پر الم و دیده پر نم است
- بخش ۳ جامیکیست دانی کریم آن که ز بندنیست آگه خزانه درمش
- بخش ۱۵۵ - هشام بن عبدالملک در طواف کعبه بود هر چند خواست که حجرالاسود را استلام کند به واسطه ازدحام طایفان میسرش نشد به جانبی بنشست و مردم را نظاره می کرد. ناگاه حضرت امام زین العابدین علی بن الحسین بن علی رضی الله عنهم حاضر شد و به طواف خانه اشتغال نمود چون به حجرالاسود رسید همه مردمان به یک جانب شدند تا نقبیل حجرالاسود کرد یکی از اعیان شام که همراه هشام بود پرسید که این چه کس است؟ هشام گفت نمی شناسم از ترس آنکه مبادا اهل شام به وی رغبت نمایند. فرزدق شاعر آنجا حاضر بود گفت من می شناسمش و در جواب سائل قصیده ای انشا کرد بیست بیت کما بیش در تعریف و تمدیح امام زین العابدین رضی الله عنه جامیناگهان نخبه نبی و ولیزین عباد بن حسین علی
- بخش ۹ - نعت دوم در صفت معراج که از آسمان رسالت وی پایه ایست بس بلند و از آفتاب جلالت وی سایه ایست بس ارجمند جامیبارقه لطف درافشان در اوابر عنایت گهر افشان در او
- بخش ۵۸ - در دریا نشستن سلامان و ابسال و به جزیره خرم رسیدن و در آنجا آرام گرفتن و مقیم شدن جامیهیچ مرغ اندر همه عالم نبودکاندر آن عشرتگه خرم نبود
- بخش ۸ - گفتار در اظهار دولتخواهی و مدحت گزاری حضرت خلافت پناهی سلطنت شعاری خلدالله تعالی ملکه و سلطانه و علا امره و شأنه جامیظلم ازین کارگه ببندد رختکار بر اهل ظلم گردد سخت
- بخش ۳۰ - خواب دیدن یوسف علیه السلام که آفتاب و ماه و یازده ستاره وی را سجده می برند و شنیدن اخوان آن را و زیادت شدن حسد ایشان جامیچه خوش گفت آن نکو گوی نکوکارکه سر خواهی سلامت سر نگهدار
