جستوجو در اشعار
برای عبارت دقیق، آن را میان «گیومه» یا "نقلقول" بگذارید. اعراب، ی/ي، ک/ك و نیمفاصله در جستوجو مهم نیستند.
پالایش بر پایهٔ شاعر، قالب و اثر
۸٬۸۵۵ نتیجه برای «گه» · صفحهٔ ۶۴۶ از ۷۳۸
- شمارهٔ ۲۰۰ - در تهنیت عید و مدح جلال الدین شروان شاه اخستانبن منوچهر خاقانی شروانیصفهای مرغان کن نگه، در صفههای بزم شهچون عندلیبان صبحگه فصال گلزار آمده
- قصیدهٔ شمارهٔ ۳۱ - در ستایش میرمیران وحشی بافقیاز پی عذر که سر در سر ساغر کردهدر رکوع است گهی نرگس و گاهی به قیام
- در منشاء انشاء این نامه غریبالمعانی و باعث تصنیف این نسخهٔ نادر بیانی وحشی بافقیبه خویشم بود زینسان گفتگوییکه ناگه این ندا آمد ز سویی
- رفتن آن شهسوار شهب تازیانه و شاهباز فلک آشیانه به جست و جوی آن آهوی سر در بیابان محنت نهاده و آن طایر دور از مقام عزت فتاده وحشی بافقیگشودی قفل زر شب از سر گنجوز آتش پلهٔ میزان گهر سنج
- در ستایش میرمیران وحشی بافقیآثار کف گهر فشانتزینت گر راه کهکشان باد
- ناقهٔ خیال در وادی سخن راندن و لعبت نظم را در هودج اندیشه نشاندن در رفتن ناظر از اقلیم وصال و خیمه زدن در سرمنزل رنج و ملال وحشی بافقیکه چون دستور از آن راز آگهی یافترخ از ذوق بساط خرمی تافت
- حکایت ناقل این مقاله و شکایت قایل این رساله در بیوفایی یاران ریایی و دلایل بر فضیلت گوشهٔ تنهایی وحشی بافقیکشندت گر به سوی خویش سد بارطریق گوشه گیری را نگه دار
- بخش ۴۳ - در بیان مصاحبت شیرین با فرهاد در آن شب وحشی بافقیچو شیرین گشت آگه از تقاضاشبه سان غنچه خندان گشت لبهاش
- بخش ۲۶ - در گفتگوی شیرین با فرهاد و تعریف کوه بیستون و مأمور نمودن فرهاد به کندن کوه بیستون وحشی بافقیمدار آسمان پیرامن اوکواکب سنگهای دامن او
- بخش ۴۰ - نازل شدن شیرین به دلجویی فرهاد مسکین در دامنهٔ کوه بیستون وحشی بافقیپس آنگه گفت با فرهاد مسکینکه بستان این قدح از دست شیرین
- پایهٔ سریر معانی بر عرش نهادن و گام فکر در عرصهٔ سپهر گشادن در مدح شهسواری که فضای هستی گویی از اقلیم اوست وحشی بافقیبه ناگه پیشم آمد پیر دانشکه ای کار تو بر تدبیر و دانش
- بخش ۱۹ - در معنی اینکه پختگی سیرت ملیه از اتباع آئین الهیه است اقبال لاهوریاین گهر را خود خدا گوهر گر استظاهرش گوهر بطونش گوهر است
