جستوجو در اشعار
برای عبارت دقیق، آن را میان «گیومه» یا "نقلقول" بگذارید. اعراب، ی/ي، ک/ك و نیمفاصله در جستوجو مهم نیستند.
پالایش بر پایهٔ شاعر، قالب و اثر
۱۸٬۰۰۳ نتیجه برای «دم» · صفحهٔ ۷۰۴ از ۱٬۵۰۱
- غزل شمارهٔ ۱۹۳۸ جلال الدین محمد مولویدرفکندهای خویش غلطی بیخبر همچون ستورآدمی شو در ریاحین غلط و اندر یاسمین
- غزل شمارهٔ ۱۹۴۱ جلال الدین محمد مولویمهرهای از جان ربودم بیدهان و بیدهانگر رقیب او بداند گو بدان و گو بدان
- غزل شمارهٔ ۱۹۴۲ جلال الدین محمد مولویمن ز گوش او بدزدم حلقه دیگر نهانتا نداند چشم دشمن ور بداند گو بدان
- غزل شمارهٔ ۱۹۴۶ جلال الدین محمد مولویتا نه ردی کردمی و نی تردد نی قبولبودمی بیدام و بیخاشاک در عمان من
- غزل شمارهٔ ۱۹۵۶ جلال الدین محمد مولویاز فلک آمد همایی بر سر من سایه کردمن فغان کردم که دور از پیش آن خوب ختن
- غزل شمارهٔ ۱۹۶۵ جلال الدین محمد مولویبرنتابد جان آدم شرح اوصافش صریحآنچ می تابد ز اوصافش دلا مکنی است آن
- غزل شمارهٔ ۱۹۷۳ جلال الدین محمد مولویدست عشرت برگشادم تا ببندم پای غمعشرتم همرنگ غم شد ای مسلمانان چنین
- غزل شمارهٔ ۱۹۸۳ جلال الدین محمد مولویهله المنه لله که بدین ملک رسیدمهمه حق بود که می گفت مرا عشق تو پیشین
- غزل شمارهٔ ۱۹۸۵ جلال الدین محمد مولویچو شراب لاله رنگت به دماغها برآیدگل سرخ شرم دارد ز رخ و عذار مستان
- غزل شمارهٔ ۱۹۸۷ جلال الدین محمد مولویمنگر که کیست گریان ز جفا و کیست عریاننه وصی آدمی تو بنشین و کار خود کن
- غزل شمارهٔ ۱۹۸۸ جلال الدین محمد مولویمن بر آن بودم کز جان و دل تفسیدهبازگویی صفت عشق به روزان و شبان
- غزل شمارهٔ ۱۹۹۴ جلال الدین محمد مولویگر چنان کشته شوی زنده جاوید شویخدمت از جان چنین کشته به تبریز رسان
