غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۹۹۴ مولانا

شاعر
مولانا
مجموعه
غزلیات
قالب
غزل
وزن
فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)

بشنو از بوالهوسان قصه میر عسسان

رندی از حلقه ما گشت در این کوی نهان

۱

مدتی هست که ما در طلبش سوخته‌ایم

شب و روز از طلبش هر طرفی جامه دران

۲

هم در این کوی کسی یافت ز ناگه اثرش

جامه پرخون شده او است ببینید نشان

۳

خون عشاق کهن خود نشود تازه بود

خون چو تازه است بدانید که هست آن فلان

۴

همه خون‌ها چو شود کهنه سیه گردد و خشک

خون عشاق ابد تازه بجوشد ز روان

۵

تو مگو دفع که این دعوی خون کهن است

خون عشاق نخفته‌ست و نخسبد به جهان

۶

غمزه توست که خونی است در این گوشه و بس

نرگس توست که ساقی است دهد رطل گران

۷

غمزه توست که مست آید و دل‌ها دزدد

قصد جان‌ها کند آن سخت دل سخته کمان

۸

داد آن است که آن گمشده را بازدهی

یا چو او شد ز میانه تو درآیی به میان

۹

گر ز میر شکران داد بیابی ای دل

شکر کن شو تو گدازان چو شکر با شکران

۱۰

گر چنان کشته شوی زنده جاوید شوی

خدمت از جان چنین کشته به تبریز رسان

۱۱

قافیه و ردیف

نتیجهٔ پیشنهادی

قافیه: ـان۱۱ از ۱۱ مصرع قافیه‌دار با این الگو می‌خوانَد

«» به واژهٔ پیش از خود چسبیده است؛ ممکن است نشانهٔ جمع یا پسوند دستوری باشد نه ردیفی جدا. تشخیص نهایی با تحلیل ادبیِ انسانی است.

  • پایان مشترک ممکن است فقط یک پسوند دستوری باشد

پایان مصرع‌ها

  1. عسساننهان
  2. سوخته‌ایمدران
  3. اثرشنشان
  4. بودفلان
  5. خشکروان
  6. استجهان
  7. بسگران
  8. دزددکمان
  9. بازدهیمیان
  10. دلشکران
  11. شویرسان

این نتیجه را برنامه با مقایسهٔ نوشتهٔ پایان مصرع‌ها پیشنهاد کرده است؛ وزن و تلفظ بررسی نشده و جایگزین تحلیل عروضی نیست.

دربارهٔ مولانا

۶٬۳۲۹ شعر منتشرشده در آرشیو

این شعر در مجموعهٔ غزلیات (۳٬۲۳۰ شعر) قرار دارد.