جستوجو در اشعار
برای عبارت دقیق، آن را میان «گیومه» یا "نقلقول" بگذارید. اعراب، ی/ي، ک/ك و نیمفاصله در جستوجو مهم نیستند.
پالایش بر پایهٔ شاعر، قالب و اثر
۱۸٬۰۰۳ نتیجه برای «دم» · صفحهٔ ۷۱۲ از ۱٬۵۰۱
- غزل شمارهٔ ۲۴۱۶ جلال الدین محمد مولویدماغ پاک بباید برای مشک و عبیرگلولههای پلیدی برای جلاله
- غزل شمارهٔ ۲۴۳۱ جلال الدین محمد مولویخوان روانم از کرم زنده کنم مرده بدمکو نرگدایی تا برد از خوان لطفم زلهای
- غزل شمارهٔ ۲۴۴۹ جلال الدین محمد مولویبتها تراشیدم بسی بهر فریب هر کسیمست خلیلم من کنون سیر آمدم از آزری
- غزل شمارهٔ ۲۴۵۰ جلال الدین محمد مولویچون میپری بر پای تو رشته خیالی بستهاندتا واکشندت صبحدم تا برنپری یک سری
- غزل شمارهٔ ۲۴۵۳ جلال الدین محمد مولویامروز رستیم ای خدا از غصه آنک قضادر گوش فتنه دردمد هر لحظهای مکاریی
- غزل شمارهٔ ۲۴۶۰ جلال الدین محمد مولویدوش گذشتی ز درم، بوی نبردم ز تو منکرد خبر گوش مرا، جان و روانم که تویی
- غزل شمارهٔ ۲۴۶۳ جلال الدین محمد مولویآه چه دیوانه شدم در طلب سلسلهایدر خم گردون فکنم هر نفسی غلغلهای
- غزل شمارهٔ ۲۴۶۹ جلال الدین محمد مولویآه خجسته ساعتی که صنما به من رسیپاک و لطیف همچو جان صبحدمی به تن رسی
- غزل شمارهٔ ۲۴۷۱ جلال الدین محمد مولویمیکشدم به هر طرف قوت کهربای اوای عجبا بدید کس آنک مرا کشید نی
- غزل شمارهٔ ۲۴۷۴ جلال الدین محمد مولویریگ ز آب سیر شد من نشدم زهی زهیلایق خرکمان من نیست در این جهان زهی
- غزل شمارهٔ ۲۴۷۹ جلال الدین محمد مولویپیش از آنک از عدم کرد وجودها سریبی ز وجود وز عدم باز شدم یکی دری
- غزل شمارهٔ ۲۴۸۵ جلال الدین محمد مولویدست دراز کردمیگوش فلک گرفتمیگر سر زلف خویش را تو به کفم سپاریی
