جستوجو در اشعار
برای عبارت دقیق، آن را میان «گیومه» یا "نقلقول" بگذارید. اعراب، ی/ي، ک/ك و نیمفاصله در جستوجو مهم نیستند.
پالایش بر پایهٔ شاعر، قالب و اثر
۱۸٬۰۰۳ نتیجه برای «دم» · صفحهٔ ۷۱۹ از ۱٬۵۰۱
- غزل شمارهٔ ۲۸۰۶ جلال الدین محمد مولویصد هزاران ساله از هست و عدم زان سوتریوز تواضع مر عدم را هست خوش همسایهای
- غزل شمارهٔ ۲۸۰۸ جلال الدین محمد مولویور تو خود را از بد او کور و کر سازی دمیمدح سر زشت او یا ترک زلاتی کنی
- غزل شمارهٔ ۲۸۰۹ جلال الدین محمد مولویبانگ جوشاجوش آمد بامدادان مر مرابوی خوش میآیدم از قلیه و بورانیی
- غزل شمارهٔ ۲۸۱۵ جلال الدین محمد مولویهله ای عشق برافشان گهر خویش بر اخترکه همه اختر و ماهند و تو خورشیدمثالی
- غزل شمارهٔ ۲۸۲۲ جلال الدین محمد مولویبه عدم درنگریدم عدد ذره بدیدمبه پر عشق تو پران برهیده ز زحیری
- غزل شمارهٔ ۲۸۲۵ جلال الدین محمد مولویچو من این وصل بدیدم همه آفاق دویدمطلبیدم نشنیدم که چه بد نام جدایی
- غزل شمارهٔ ۲۸۲۶ جلال الدین محمد مولویچو من این وصل بدیدم همه آفاق دویدمطلبیدم نشنیدم که چه بد نام جدایی
- غزل شمارهٔ ۲۸۲۹ جلال الدین محمد مولویبنمایمت سپردن دل اگر دلم بخواهددل خود بدو سپردم هم از او طلب تو یاری
- غزل شمارهٔ ۲۸۳۴ جلال الدین محمد مولویقدحی دو چون بخوردی خوش و شیرگیر گردیبه دماغ تو فرستد شه و شیر ما پیامی
- غزل شمارهٔ ۲۸۳۷ جلال الدین محمد مولویبه مقام خاک بودی سفر نهان نمودیچو به آدمی رسیدی هله تا به این نپایی
- غزل شمارهٔ ۲۸۴۱ جلال الدین محمد مولویبه خدا کسی نجنبد چو تو تن زنی نجنبیکه پیالههاست مردم تو شراب بخش خنبی
- غزل شمارهٔ ۲۸۴۵ جلال الدین محمد مولویصنما چنان فتادم که به حشر هم نخیزمچو چنان قدح گرفتی سر مشک را گشادی
