جستوجو در اشعار
برای عبارت دقیق، آن را میان «گیومه» یا "نقلقول" بگذارید. اعراب، ی/ي، ک/ك و نیمفاصله در جستوجو مهم نیستند.
پالایش بر پایهٔ شاعر، قالب و اثر
۲۷٬۰۰۰ نتیجه برای «نی» · صفحهٔ ۸۱۵ از ۲٬۲۵۰
- غزل شمارهٔ ۷۴۲ جلال الدین محمد مولویعشق عاشق را ز غیرت نیک دشمن رو کندچونک رد خلق کردش عشق رو با او کند
- غزل شمارهٔ ۷۴۳ جلال الدین محمد مولویآن زمانی را که چشم از چشم او مخمور بودچون رسیدش چشم بد کز چشمها مستور بود
- غزل شمارهٔ ۷۴۶ جلال الدین محمد مولویآنک دیده هر شبش در سوختن مانند شمعآنک هر صبحی که آمد نالههای او شنید
- غزل شمارهٔ ۷۴۸ جلال الدین محمد مولویفخر جمله ساقیانی ساغرت در کار بادچشم تو مخمور باد و جان ما خمار باد
- غزل شمارهٔ ۷۵۰ جلال الدین محمد مولویچون حدیث بیدلان بشنید جان خوشدلمجان بداد و این سخن را در میان جان نهاد
- غزل شمارهٔ ۷۵۱ جلال الدین محمد مولویدوست را دشمن نماید آب را آتش کندمؤمنی را ناگهان در حلقه کافر کشد
- غزل شمارهٔ ۷۵۴ جلال الدین محمد مولویمیخرامد آفتاب خوبرویان ره کنیدرویها را از جمال خوب او چون مه کنید
- غزل شمارهٔ ۷۵۵ جلال الدین محمد مولویصاف او بیدرد بود و راحتش بیدرد بودگلشن بیخار بود و نوش او بینیش بود
- غزل شمارهٔ ۷۵۶ جلال الدین محمد مولویای برادر از رهی این یک سخن را گوش دارهر نباتی این نیرزد آنک چون سر زد شود
- غزل شمارهٔ ۷۶۰ جلال الدین محمد مولویدل تو کرد چرایی به برون ز آخُر قالبوگر آن نیست به هر شب، به چراگاه چرا شد؟
- غزل شمارهٔ ۷۶۲ جلال الدین محمد مولویبخور آن را که رسیدت مهل از بهر ذخیرهکه تو بر جوی روانی چو بخوردی دگر آید
- غزل شمارهٔ ۷۶۵ جلال الدین محمد مولویچو دم میش نمانَد ز دم خود کُنَدش پُرتو ببینی دم یزدان به کجاهات رساند
