جستوجو در اشعار
برای عبارت دقیق، آن را میان «گیومه» یا "نقلقول" بگذارید. اعراب، ی/ي، ک/ك و نیمفاصله در جستوجو مهم نیستند.
پالایش بر پایهٔ شاعر، قالب و اثر
۱۹٬۶۵۱ نتیجه برای «دو» · صفحهٔ ۸۳۴ از ۱٬۶۳۸
- غزل شمارهٔ ۷ عبید زاکانیمیزند غمزهٔ مرد افکن او تیر مرادوستان چیست در این واقعه تدبیر مرا
- شمارهٔ ۸ - در کنایه به کسی عبید زاکانیسهو است ترا ای جان اندیشه از این به کننون را صد و شش خوانی لیکن صدوده باشد
- غزل شمارهٔ ۹ عبید زاکانیدوای دل خسته از درد جوینوای خود از بینوائی طلب
- رباعی شمارهٔ ۱۰ عبید زاکانیماه شب چهارده چو بر میآیداو نیست ولی نیک بدو میماند
- غزل شمارهٔ ۱۱ عبید زاکانیپرتو رخسار تو مایهٔ مهر منیرچهرهٔ پرچین تو جادوی معجز نماست
- شمارهٔ ۱۱ - در تعریض عبید زاکانیآنکه گردون فراشت و انجم کردعقل و روح آفرید و مردم کرد
- شمارهٔ ۱۲ - در تزکیهٔ نفس خود عبید زاکانیز مسجد رخت بر کوی مغان کشسرا در کوی صاحب دولتان گیر
- شمارهٔ ۱۳ - در صفت قصر شیخ ابواسحاق عبید زاکانیجمال ملک و دین شاه جوانبختکه باد از تخت و تاجش چشم بد دور
- غزل شمارهٔ ۱۶ عبید زاکانیهر دمی از آه دودآسای منآتشی در عود و مجمر میگرفت
- غزل شمارهٔ ۱۸ عبید زاکانیعبید را دل سنگینش امتحان کردندعیار دوستیش بر محک ز حد بگذشت
- شمارهٔ ۱۹ - در وصف ایوان سلطانی گوید عبید زاکانیچو من دل درمی و معشوق بستنبه روی دوستان در بر گشادن
- شمارهٔ ۲۳ - در وصف کاخ سلطانی گوید عبید زاکانیمبارک باد بر شاه جهانبخشسلیمان دوم جمشید ثانی
