جستوجو در اشعار
برای عبارت دقیق، آن را میان «گیومه» یا "نقلقول" بگذارید. اعراب، ی/ي، ک/ك و نیمفاصله در جستوجو مهم نیستند.
پالایش بر پایهٔ شاعر، قالب و اثر
۱۳٬۶۳۸ نتیجه برای «دید» · صفحهٔ ۸۶۷ از ۱٬۱۳۷
- غزل شمارهٔ ۵۴۷۳ صائبگر نباشد در میان روی تو از یک آه گرمآب را در دیده آیینه خاکستر کنیم
- غزل شمارهٔ ۵۴۸۱ صائبنگردید از سفیدیهای مو آیینه ام روشنزهی غفلت که در صبح قیامت می برد خوابم
- غزل شمارهٔ ۵۴۸۸ صائبچه صورت دارد از تنگی توان دیدن دهانش راکه من خود را ندیدم ، تا به فکرِ آن دهن رفتم
- غزل شمارهٔ ۵۴۹۶ صائبزغفلت عمر خود را چون قلم صرف سخن کردمندید از برق نی ظلمی که من بر خویشتن کردم
- غزل شمارهٔ ۵۴۹۸ صائبنمی گردید اگر ذوق گرفتاری عنانگیرمز وحشت خون عالم در دل صیاد می کردم
- غزل شمارهٔ ۵۵۱۳ صائبتو در آیینه از نظاره خود کام دل بستانکه از دیدار، من با وعده دیدار خرسندم
- غزل شمارهٔ ۵۵۲۹ صائبنگردانم ورق را در نظر بازی، نیم شبنمکه چون خورشید بینم دیده از گلزار بردارم
- غزل شمارهٔ ۵۵۳۶ صائبشد افزون از شهادت شوق بیتابی که من دارمز کشتن زنده تر گردید سیمابی که من دارم
- غزل شمارهٔ ۵۵۴۰ صائبز حیرت صیقلی گردیده چون آیینه چشم منندارد خواب ره در دیده بازی که من دارم
- غزل شمارهٔ ۵۵۵۱ صائببه دنیا دست از دامان عقبی برنمی دارمچو یوسف دیدگان ناز زلیخا برنمی دارم
- غزل شمارهٔ ۵۵۵۶ صائبمن آن ابرم که در چشم گهرها آب نگذارمز هر بحری که با این دیده نمناک برخیزم
- غزل شمارهٔ ۵۵۵۷ صائبز بس نامردمی از چشم نرم مردمان دیدماگر بر گل گذارم پا ز زخم خار میترسم
