جستوجو در اشعار
برای عبارت دقیق، آن را میان «گیومه» یا "نقلقول" بگذارید. اعراب، ی/ي، ک/ك و نیمفاصله در جستوجو مهم نیستند.
پالایش بر پایهٔ شاعر، قالب و اثر
۱۹٬۶۵۱ نتیجه برای «دو» · صفحهٔ ۸۹۰ از ۱٬۶۳۸
- غزل شمارهٔ ۱۱ سعدی شیرازیدوش ای پسر می خوردهای چشمت گواهی میدهدباری حریفی جو که او مستور دارد راز را
- حکایت شمارهٔ ۱۱ سعدی شیرازیدوست نزدیکتر از من به من استوینت مشکل که من از وی دورم
- حکایت شمارهٔ ۱۲ سعدی شیرازیاز صحبت دوستی برنجمکاخلاق بَدَم، حَسَن نماید
- غزل شمارهٔ ۱۲ سعدی شیرازیآن به که چون منی نرسد در وصال دوستتا ضعف خویش حمل کند بر کمال دوست
- غزل شمارهٔ ۱۲ سعدی شیرازیدوست میدارم من این نالیدن دلسوز راتا به هر نوعی که باشد بگذرانم روز را
- غزل شمارهٔ ۱۳ سعدی شیرازیبه غنیمت شِمُر ای دوست دمِ عیسیِ صبحتا دل مُرده مگر زنده کنی کاین دَم از اوست
- شمارهٔ ۱۳ - خسرو من چون به بارگاه (برآید) سعدی شیرازیآینه گر عکس او ز دور ببینداز دل سنگش هزار آه برآید
- قصیدهٔ شمارهٔ ۱۴ - وله فی مدح ابش بنت سعد سعدی شیرازیعدو را کز تو بر دل پای پیلستبزن تا بیدقش فرزین نباشد
- شمارهٔ ۱۴ سعدی شیرازیباد بهاری وزید، از طرف مَرغزارباز به گردون رسید، نالهٔ هر مُرغِ زار
- حکایت شمارهٔ ۱۴ سعدی شیرازیگفت: ای خداوند! نشنیدهای که گویند: خانهٔ دوستان بروب و درِ دشمنان مکوب.
- حکایت شمارهٔ ۱۴ سعدی شیرازیمردکی را چشم درد خاست، پیش بیطار رفت که دوا کن. بیطار از آنچه در چشم چارپای میکند در دیده او کشید و کور شد. حکومت به داور بردند گفت بر او هیچ تاوان نیست. اگر این خر نبودی، پیش بیطار نرفتی. مقصود از این سخن آن است تا بدا …
- حکایت شمارهٔ ۱۴ سعدی شیرازییکی را از آنان که غَدْر کردند با من دَمِ دوستی بود، ملامت کردم و گفتم: دون است و بیسپاس و سِفله و ناحقشناس که به اندک تغیّرِ حال از مخدومِ قدیم برگردد و حقوقِ نعمتِ سالها در نوردد. گفت: ار به کرم معذور داری شاید، که ا …
