جستوجو در اشعار
برای عبارت دقیق، آن را میان «گیومه» یا "نقلقول" بگذارید. اعراب، ی/ي، ک/ك و نیمفاصله در جستوجو مهم نیستند.
پالایش بر پایهٔ شاعر، قالب و اثر
۶٬۹۵۴ نتیجه برای «آتش» · صفحهٔ ۹۰ از ۵۸۰
- غزل شمارهٔ ۵۶۶ جلال الدین محمد مولویبرای این رسن بازی دلاور باش و چنبر شودرافکن خویش در آتش چو شمع او برافروزد
- غزل شمارهٔ ۵۷۹ جلال الدین محمد مولوینصیب تن از این رنگست نصیب جان از این لذتازیرا ز آتش مطبخ نصیب دیگ دود آمد
- غزل شمارهٔ ۵۸۰ جلال الدین محمد مولویچو او آب حیات آمد چرا آتش برانگیزدچو او باشد قرار جان چرا جان بیقرار آمد
- غزل شمارهٔ ۵۸۹ جلال الدین محمد مولویچو حلواهای بیآتش رسید از دیگ چوبین خوشسر هر شاخ پرحلوا به سان کفچلیز آمد
- غزل شمارهٔ ۵۹۹ جلال الدین محمد مولویزان نعل تو در آتش کردند در این سوداتا هر دل سودایی در خود شرهی یابد
- غزل شمارهٔ ۶۰۷ جلال الدین محمد مولویچون آتش نو کردی عقلم به گرو کردیخاک توام ای سلطان یعنی بنمی ارزد؟!
- غزل شمارهٔ ۶۰۸ جلال الدین محمد مولویآب حیوان ایمان خاک سیهی کفرانبر آتش تو هر دو ماننده خس باشد
- غزل شمارهٔ ۶۲۷ جلال الدین محمد مولویتقصیر کجا گنجد در گرم روی عاشقکز آتش عشق او تقصیر همیدرد
- غزل شمارهٔ ۶۲۸ جلال الدین محمد مولویای عشق! اگر چه تو آشفته و پُرتابیچیزیست که از آتش بر عشق کمر سازد
- غزل شمارهٔ ۶۳۵ جلال الدین محمد مولویپروانه چو بیجان شد جانیش دهد نسیهوان جان چو آتش را زان رطل بفرماید
- غزل شمارهٔ ۶۵۶ جلال الدین محمد مولویامروز شما هیزم آن آتش خویشیدیا آتشتان مرد شما نور خدایید
- غزل شمارهٔ ۶۵۹ جلال الدین محمد مولویچو بگشاید رخان تو دل نگهدارکه بس آتش در آن رخسار دارد
