جستوجو در اشعار
برای عبارت دقیق، آن را میان «گیومه» یا "نقلقول" بگذارید. اعراب، ی/ي، ک/ك و نیمفاصله در جستوجو مهم نیستند.
پالایش بر پایهٔ شاعر، قالب و اثر
۱۹٬۶۵۱ نتیجه برای «دو» · صفحهٔ ۹۲۷ از ۱٬۶۳۸
- غزل شمارهٔ ۴۰ جلال الدین محمد مولویهیچ فلک دفع کند از سر خود دور سفرهیچ زمین دفع کند از تن خود زلزله را
- غزل شمارهٔ ۴۱ جلال الدین محمد مولویشمع جهان دوش نَبُد نور تو در حلقه ماراست بگو شمع رخت دوش کجا بود؟ کجا؟
- غزل شمارهٔ ۴۷ جلال الدین محمد مولویآمد دوش مه که تا سجده برد به پیش توغیرت عاشقان تو نعره زنان که رو ، میا
- غزل شمارهٔ ۵۰ جلال الدین محمد مولویای تو به نور مستقل! وی ز تو اختران خجل!بس دودلی میان دل، ز ابر گمان، چرا چرا؟
- غزل شمارهٔ ۵۵ جلال الدین محمد مولویشب قدر است جسم تو کز او یابند دولتهامه بدرست روح تو کز او بشکافت ظلمتها
- غزل شمارهٔ ۵۷ جلال الدین محمد مولویمسلمانان مسلمانان چه باید گفت یاری راکه صد فردوس میسازد جمالش نیم خاری را
- غزل شمارهٔ ۵۸ جلال الدین محمد مولویاگر ترکست و تاجیکست بدو این بنده نزدیکستچو جان با تن ولیکن تن نبیند هیچ مر جان را
- غزل شمارهٔ ۶۲ جلال الدین محمد مولویکه جانها را بهار آورد و ما را روی یار آوردببین کز جمله دولتها کدام آورد مستان را
- غزل شمارهٔ ۶۳ جلال الدین محمد مولویزهی لطف و زهی نوری زهی حاضر زهی دوریچنین پیدا و مستوری کند منقاد صورت را
- غزل شمارهٔ ۶۷ جلال الدین محمد مولویبکن این رمز را تعیین بگو مخدوم شمس الدینبه تبریز نکوآیین ببر این نکته غرا
- غزل شمارهٔ ۶۹ جلال الدین محمد مولویبدو گویم به جان تو که بیتو ای حیات جاننه شادم میکند عشرت نه مستم میکند صهبا
- غزل شمارهٔ ۷۵ جلال الدین محمد مولویای میر نمیبینی این مملکتِ جان را ؟این روضه دولت را این تخت و سعادت را ؟
