جستوجو در اشعار
برای عبارت دقیق، آن را میان «گیومه» یا "نقلقول" بگذارید. اعراب، ی/ي، ک/ك و نیمفاصله در جستوجو مهم نیستند.
پالایش بر پایهٔ شاعر، قالب و اثر
۱۹٬۶۵۱ نتیجه برای «دو» · صفحهٔ ۹۵۴ از ۱٬۶۳۸
- غزل شمارهٔ ۱۵۷۳ جلال الدین محمد مولویبر خویش پرست همچو خاریمبر دوست پرست چون حریریم
- غزل شمارهٔ ۱۵۷۷ جلال الدین محمد مولویمن دوش عجب چه خواب دیدمکامروز عظیم بامرادم
- غزل شمارهٔ ۱۵۷۸ جلال الدین محمد مولویاندیشه عیش بیحضورشترسم که بدو رسد نخواهم
- غزل شمارهٔ ۱۵۸۰ جلال الدین محمد مولویپژمرده شود هزار دولتما تازه و تر چو یاسمینیم
- غزل شمارهٔ ۱۵۸۴ جلال الدین محمد مولویچشم بد دور از خیالش دوشمان بس لطف کردمن پس گوش از خجالت تا سحر خاریدهام
- غزل شمارهٔ ۱۵۸۸ جلال الدین محمد مولویبوی خمش خلق را در کوزه فقاع کردشد هزاران ترک و رومی بنده و هندوی خم
- غزل شمارهٔ ۱۵۸۹ جلال الدین محمد مولویدود آتش کفر باشد نور او ایمان بودشمع جان را من ورای کفر و ایمان می برم
- غزل شمارهٔ ۱۵۹۵ جلال الدین محمد مولویچون براق عشق عرشی بود زیر ران ماگنبدی کردیم و سوی چرخ گردون تاختیم
- غزل شمارهٔ ۱۶۰۱ جلال الدین محمد مولویگرد از دریا برآوردیم و دود از نه فلکاز زمان و از زمین و آسمان برخاستیم
- غزل شمارهٔ ۱۶۱۱ جلال الدین محمد مولویمکن ای دوست غریبم، سر سودای تو دارممن و بالای مناره، که تمنّای تو دارم
- غزل شمارهٔ ۱۶۱۳ جلال الدین محمد مولویبده آن آب ز کوزه که نه عشقی است دوروزهچو نماز است و چو روزه غم تو واجب و ملزم
- غزل شمارهٔ ۱۶۳۱ جلال الدین محمد مولویبَرجَه ای ساقیِ چالاک میانْ را بربندبه خدا کز سفر دور و دراز آمدهایم
