جستوجو در اشعار
برای عبارت دقیق، آن را میان «گیومه» یا "نقلقول" بگذارید. اعراب، ی/ي، ک/ك و نیمفاصله در جستوجو مهم نیستند.
پالایش بر پایهٔ شاعر، قالب و اثر
۱۲٬۳۸۸ نتیجه برای «بد» · صفحهٔ ۹۵۸ از ۱٬۰۳۳
- بخش ۶ - حکایت دانشمند سعدی شیرازیبدین عقل و همت نخوانم کستو گر میرود صد غلام از پست
- ترجیع بند در مرثیهٔ سعد بن ابوبکر سعدی شیرازیکه دنیا صاحبی بدعهد و خونخوارزمانه مادری بیمهر و دونست
- سیزدهم جلال الدین محمد مولویرو سوی آسمان حقایق بدان رهیکان سوی راه رو نه پیادهست نه سوار
- سیو دوم جلال الدین محمد مولویاندر قفس ار دانه و آبست فراوانکو طنطنه و دبدبهٔ مرغ هوایی؟
- چهل و سوم جلال الدین محمد مولویاین یک نه آن یکیست، که هرکس بداندشترجیع کن که در دل و خاطر نشاندش
- بخش ۱۱۳ - برخاستن مخالفت و عداوت از میان انصار به برکات رسول علیه السلام جلال الدین محمد مولویکه اتحاد جسمهای آب و طینهست ناقص جان نمیماند بدین
- بخش ۱۰۲ - گفتن خواجه در خواب به آن پایمرد وجوه وام آن دوست را کی آمده بود و نشان دادن جای دفن آن سیم و پیغام کردن به وارثان کی البته آن را بسیار نبینند وهیچ باز نگیرند و اگر چه او هیچ از آن قبول نکند یا بعضی را قبول نکند هم آنجا بگذارند تا هر آنک خواهد برگیرد کی من با خدا نذرها کردم کی از آن سیم به من و به متعلقان من حبهای باز نگردد الی آخره جلال الدین محمد مولویخود اجل مهلت ندادم تا که منخفیه بسپارم بدو در عدن
- بخش ۱۳ - تمامی قصهٔ زنده شدن استخوانها به دعای عیسی علیه السلام جلال الدین محمد مولویگر ورا مغزی بدی اشکستنشخود نبودی نقص الا بر تنش
- فصل بیست و سوم - هرکس این عمارت را به نیّتی میکند جلال الدین محمد مولوی… دین محمّد «صلّی الله علیه و آله و سلّم» معظّم باشد و پیدا گردد و تا ابدالدّهر بماند. بنگر که برای قرآن چند تفسیر ساختهاند ده ده مجلّد و هشت هشت مجلّد و چارچار مجلّد. غرضشان اظهار فضل خویشتن؛ کشّاف را زمخشری به چندین …
- بخش ۷۷ - اعتراض کردن معترضی بر رسول علیهالسلام بر امیر کردن آن هذیلی جلال الدین محمد مولویگر نبودی حبس دنیا را مناصنه بدی وحشت نه دل جستی خلاص
- بخش ۱۷ - حکایت آن عاشق کی شب بیامد بر امید وعدهٔ معشوق بدان وثاقی کی اشارت کرده بود و بعضی از شب منتظر ماند و خوابش بربود معشوق آمد بهر انجاز وعده او را خفته یافت جیبش پر جوز کرد و او را خفته گذاشت و بازگشت جلال الدین محمد مولویچون سحر از خواب عاشق بر جهیدآستین و گردکانها را بدید
- بخش ۴۵ - تفسیر أَسْفَلَ سافِلینَ إِلَّا الَّذینَ آمَنوا وَ عَمِلُوا الصّالِحاتِ فَلَهُمْ أَجْرٌ غَیْرُ مَمْنونٍ جلال الدین محمد مولویتا بداند کان حلل عاریه بودپرتوی بود آن ز خورشید وجود
