جستوجو در اشعار
برای عبارت دقیق، آن را میان «گیومه» یا "نقلقول" بگذارید. اعراب، ی/ي، ک/ك و نیمفاصله در جستوجو مهم نیستند.
پالایش بر پایهٔ شاعر، قالب و اثر
۱۹٬۶۵۱ نتیجه برای «دو» · صفحهٔ ۹۶۶ از ۱٬۶۳۸
- غزل شمارهٔ ۲۴۵۶ جلال الدین محمد مولویهم سوی دولت درجی هم غم ما را فرجیهم قدحی هم فرحی هم شب ما را سحری
- غزل شمارهٔ ۲۴۵۹ جلال الدین محمد مولویاز یک سوراخ تو را مار دوباره نگزدگر نری و پاکدلی مؤمنی و مؤتمنی
- غزل شمارهٔ ۲۴۶۰ جلال الدین محمد مولویدوش گذشتی ز درم، بوی نبردم ز تو منکرد خبر گوش مرا، جان و روانم که تویی
- غزل شمارهٔ ۲۴۶۱ جلال الدین محمد مولویو آنک از او دور بود گرچه که منصور بودزارتر از مور بود ز آنک ندارد سندی
- غزل شمارهٔ ۲۴۶۳ جلال الدین محمد مولویآه چه دیوانه شدم در طلب سلسلهایدر خم گردون فکنم هر نفسی غلغلهای
- غزل شمارهٔ ۲۴۷۴ جلال الدین محمد مولویتشنهتر از اجل منم دوزخ وار میتنمهیچ رسد عجب مرا لقمه زفت فربهی
- غزل شمارهٔ ۲۴۷۵ جلال الدین محمد مولویدوش ز درد دل مها تا به سحر نخفتهامز آنک تو مکر دشمنان در حق من شنیدهای
- غزل شمارهٔ ۲۴۸۲ جلال الدین محمد مولویهر که اسیر سر بود دانک برون در بودخاصه که او بود دوسر هان که قرابه نشکنی
- غزل شمارهٔ ۲۴۹۰ جلال الدین محمد مولویمی چو دود بر این سرم بسکلد از تو لنگرمچهره زرد چون زرم سرخ شود چو آذری
- غزل شمارهٔ ۲۴۹۳ جلال الدین محمد مولویگر نه ز تیر غیرت او چشم زمانه دوختیفاش و عیان به دست او بر مثل کمانمی
- غزل شمارهٔ ۲۵۰۳ جلال الدین محمد مولویخوش آوازی من دیدی دواسازی من دیدیرسن بازی من دیدی از این چنبر چه اندیشی
- غزل شمارهٔ ۲۵۰۸ جلال الدین محمد مولویکنون دوران جان آمد که دریا را درآشامدزهی دوران زهی حلقه زهی دوران سلطانی
