جستوجو در اشعار
برای عبارت دقیق، آن را میان «گیومه» یا "نقلقول" بگذارید. اعراب، ی/ي، ک/ك و نیمفاصله در جستوجو مهم نیستند.
پالایش بر پایهٔ شاعر، قالب و اثر
۱۹٬۶۵۱ نتیجه برای «دو» · صفحهٔ ۹۷۲ از ۱٬۶۳۸
- غزل شمارهٔ ۲۷۷۲ جلال الدین محمد مولویگر خواب و قرار رفت غم نیستدولت بر ماست چون تو هستی
- غزل شمارهٔ ۲۷۷۵ جلال الدین محمد مولویگر هزاران دولت و نعمت ببیند عاشقیناید اندر چشم او الا بلای بیخودی
- غزل شمارهٔ ۲۷۸۳ جلال الدین محمد مولویشب چو چتر و مه چو سلطان میدود در زیر چتروز تو تخت و تاج ما و چتر ما شاد آمدی
- غزل شمارهٔ ۲۷۹۹ جلال الدین محمد مولویدشمن اسلام زلف کافرت ما را بگفتدور شو گر مؤمنی و پیشم آ گر کافری
- غزل شمارهٔ ۲۸۰۸ جلال الدین محمد مولویاو به صحبتها نشاید دور دارش ای حکیمجز که در رنجش قضاگو دفع حاجاتی کنی
- غزل شمارهٔ ۲۸۱۱ جلال الدین محمد مولویصد غریو و بانگ اندر سقفِ گردون افکنیممن نیام در عشق پابرجایِ تو یک بانگی
- غزل شمارهٔ ۲۸۱۲ جلال الدین محمد مولویگفت جانم کز عنایتهای مخدوم زمانصدر شمس الدین تبریزی تو ره گم کردهای
- غزل شمارهٔ ۲۸۱۵ جلال الدین محمد مولویچو هیاهوی برآری و نبینند سپاهیبشناسند همه کس که تو طبلی و دوالی
- غزل شمارهٔ ۲۸۲۱ جلال الدین محمد مولویهمه ذرات چو ذاالنون همه رقاص چو گردونهمه خاموش چو مریم همه در بانگ چو قاری
- غزل شمارهٔ ۲۸۲۵ جلال الدین محمد مولویهمه همخوابه رحمت همه پرورده نعمتهمه شه زاده دولت شده در لبس گدایی
- غزل شمارهٔ ۲۸۲۶ جلال الدین محمد مولویهمه همخوابه رحمت همه پرورده نعمتهمه شه زاده دولت شده در دلق گدایی
- غزل شمارهٔ ۲۸۲۷ جلال الدین محمد مولویبده ای دوست شرابی که خدایی است خدایینه در او رنج خماری نه در او خوف جدایی
