جستوجو در اشعار
برای عبارت دقیق، آن را میان «گیومه» یا "نقلقول" بگذارید. اعراب، ی/ي، ک/ك و نیمفاصله در جستوجو مهم نیستند.
پالایش بر پایهٔ شاعر، قالب و اثر
۳۱ نتیجه برای «های» با فیلتر زبور عجم (اقبال لاهوری) · صفحهٔ ۱ از ۳
- بخش ۴۴ - بده آندل که مستی های او از بادهٔ خویش است اقبال لاهوریبده آندل که مستی های او از بادهٔ خویش استبگیر آندل که از خود رفته و بیگانه اندیش است
- بخش ۱۲۱ - در این صحرا گذر افتاد شاید کاروانی را اقبال لاهوریدر این صحرا گذر افتاد شاید کاروانی راپس از مدت شنیدم نغمه های ساربانی را
- بخش ۱۳۱ - لاله این گلستان داغ تمنائی نداشت اقبال لاهوریروزگار از های و هوی میکشان بیگانه ئیباده در میناش بود و باده پیمائی نداشت
- بخش ۵ - درون سینهٔ ما سوز آرزو ز کجاست؟ اقبال لاهورینگاهِ ما به گریبانِ کهکشان اُفتدجنونِ ما ز کجا، شورِ های و هو ز کجاست؟
- بخش ۸۹ - درین چمن دل مرغان زمان زمان دگر است اقبال لاهوریبخود نگر گله های جهان چه میگوئیاگر نگاه تو دیگر شود جهان دگر است
- بخش ۱۱۲ - دیار شوق که درد آشناست خاک آنجا اقبال لاهوریمی مغانه ز مغ زادگان نمی گیرندنگاه می شکند شیشه های تاک آنجا
- بخش ۱۱۴ - قلندران که به تسخیر آب و گل کوشند اقبال لاهورینظام تازه بچرخ دو رنگ می بخشندستاره های کهن را جنازه بر دوشند
- بخش ۹۸ - نیابی در جهان یاری که داند دلنوازی را اقبال لاهوریمن از کار آفرین داغم که با این ذوق پیدائیز ما پوشیده دارد شیوه های کار سازی را
- بخش ۱۳۶ - خود را کنم سجودی ، دیر و حرم نمانده اقبال لاهوریدر برگ لاله و گل آن رنگ و نم نماندهدر ناله های مرغان آن زیر و بم نمانده
- بخش ۹۲ - گرچه می دانم که روزی بی نقاب آید برون اقبال لاهوریتاک خویش از گریه های نیمشب سیراب دارکز درون او شعاع آفتاب آید برون
- بخش ۱۰۳ - بیا که خاوریان نقش تازهای بستند اقبال لاهوریکجاست منزل تورانیان شهرآشوبکه سینههای خود از تیزی نفس خستند
- بخش ۲۵ - درین محفل که کار او گذشت از باده و ساقی اقبال لاهوریمکدر کرد مغرب چشمه های علم و عرفان راجهان را تیره تر سازد چه مشائی چه اشراقی
