جستوجو در اشعار
برای عبارت دقیق، آن را میان «گیومه» یا "نقلقول" بگذارید. اعراب، ی/ي، ک/ك و نیمفاصله در جستوجو مهم نیستند.
پالایش بر پایهٔ شاعر، قالب و اثر
۱۳۰ نتیجه برای «سینه» با فیلتر جامی، مثنوی · صفحهٔ ۱ از ۱۱
- بخش ۷۳ - وصیت کردن پادشاه سلامان را جامیلطف او مرهم نه هر سینه ریشقهر او کینه کش هر ظلم کیش
- شمارهٔ ۱۳ جامیلنگ لنگان می روم راه سخن وز درد پایمی کشم در هر قدم از دل فغان وز سینه آه
- شمارهٔ ۱۳ - یک قصیده جامیپاره پاره چیست گل را سینه غرقه به خونگرنه زین ماتم خراشیده به ناخنهای خار
- بخش ۱۸ - در بیان آنکه شهوت که به وایه طبع و کام نفس گرفتاری است دون پایه دولت سلطنت و جهانداری است جامیغمزه او سنان سینه شکافسینه پردلان روز مصاف
- بخش ۵۲ - نصیحت کردن حکیم سلامان را جامیپاک کن از نقش صورت سینه راروی در معنی کن آن آیینه را
- بخش ۳۲ - گفتار در ختم دفتر اول از کتاب سلسلة الذهب و حواله آنچه تقریب سخن به آن رسیده بود به دفتر دیگر جامیتا نجوشد ز سینه عشق سخننتوان داد شرح عشق کهن
- بخش ۳۱ - حکایت زشت رویی که خریدار کور یافته بود و وجه ناسره خود را در پیش وی می ستود جامیکور چو افسانه او گوش کردخون دل از سینه او جوش کرد
- بخش ۶۹ - دیدن بعضی اصحاب بعد از وفات وی را قدس سره به خواب جامیپیش ازین همچو سینه تاریکانمنشین بی خبر ز نزدیکان
- بخش ۳۶ - در بیان آنکه همچنان که پادشاهان را از دانشمندان خوب گفتار نیک کردار ناچار است از وزیر مشیر به رعایت رعایا و عنایت به کافه برایا ناگزیر است جامیهمه را خویش خویش پنداردخویش را سینه ریش نگذارد
- بخش ۳۵ - حکایت آن فرو رفته به چاه جاه که از دست دوک ریسی رشته عنایتش به چنگ افتاد و کمند نجات او گشت جامیآمد آن زمزمه در گوش وزیرداشت در سینه دلی پند پذیر
- بخش ۶۶ - قصه آن جوان معشوق و پیر عاشق جامیکای پسر از تو سینه چاک شدمرحمتی کز غمت هلاک شدم
- بخش ۵۵ - حکایت آن حکیم که با زن گفت هر چه نفقه کردی بهره تو آن است و آنچه برای خود گذاشتی نصیب دیگران است جامییکی صرف کردم به هر سینه ریشیکی کردمش صرفه از بهر خویش
