جستوجو در اشعار
برای عبارت دقیق، آن را میان «گیومه» یا "نقلقول" بگذارید. اعراب، ی/ي، ک/ك و نیمفاصله در جستوجو مهم نیستند.
پالایش بر پایهٔ شاعر، قالب و اثر
۷۲۵ نتیجه برای «گه» با فیلتر جامی · صفحهٔ ۱ از ۶۱
- شمارهٔ ۳ جامیگه باده و گاه جام خوانیم تو راگه دانه و گاه دام خوانیم تو را
- شمارهٔ ۸۷ جامیگه در هوس روی نکو آویزمگه در سفر زلف مشکبو آویزم
- شمارهٔ ۱۷۴ جامیگه عشق به ذات می نمایدگاهی به صفات می نماید
- شمارهٔ ۸ جامیگاه در دل ساز و گه در دیده جاهر دو جای توست ای بدرالدجی
- شمارهٔ ۳۰ جامیهر گه خوانی «الف بی » ای حورنژاداز دست دو «دال و الفت » خواهم داد
- شمارهٔ ۱۱۴ جامیدر غیرتم از صبا که چون بیگه و گهگستاخ رود به کوی آن زیبا مه
- (۲۷) وَاَیْضاً قَالَ صَلَّی اللهُ عَلَیْهِ وَآلِهِ: زُرْ غِبًّا، تَزْدَدْ حُبًّا. (المعجم الکبیر للطبرانی) جامیدیدن دوست، دوست را گه گهچهرۀ دوستی بیاراید
- شمارهٔ ۳۵۱ جامیهیچ گه بینم که آن مه مهربان من شودرام گردد با من و آرام جان من شود
- شمارهٔ ۶۳۵ جامیدر هر گذر که بی گه و گاهی نشسته امبهر رسیدن چو تو ماهی نشسته ام
- شمارهٔ ۸۶۸ جامیگهی بوسم به مستی پای خم گه دست پیمانهکنم دریوزه فیض از بزرگ و خرد میخانه
- شمارهٔ ۳۳ جامیگاهی کشیم به رفتن ای عشوه پرستگه ز آمدن از نیست مرا سازی هست
- شمارهٔ ۱۰۶ جامیآری دستش به عادت رنگرزانگه سبز و گهی زرد ازان ست ازان
