جستوجو در اشعار
برای عبارت دقیق، آن را میان «گیومه» یا "نقلقول" بگذارید. اعراب، ی/ي، ک/ك و نیمفاصله در جستوجو مهم نیستند.
پالایش بر پایهٔ شاعر، قالب و اثر
۱۲ نتیجه برای «جام» با فیلتر خیام، نثر
- بخش ۴ - آمدن موبد موبدان و نوروزی آوردن خیام نیشابوری… است که روز نوروز نخست کس از مردمان بیگانه موبد موبدان پیش ملک آمدی با جام زرین پرمی، و انگشتری، و درمی و دیناری خسروانی، و یک دسته خوید سبز رسته، و شمشیری، و تیر و کمان، و دوات و قلم، واسپی، و بازی، و غلامی خوب روی، و ست …
- بخش ۵ - آفرین موبد موبدان بعبارت ایشان خیام نیشابوری… ی بکاردانی، و دیر زیو باخوی هژیر، و شاد باش بر تخت زرین، و انوشه خور بجام جمشید، و رسم نیاکان در همت بلند و نیکوکاری و ورزش داد و راستی نگاه دار، سرت سبزباد و جوانی چو خوید، اسپت کامگار و پیروز، و تیغت روشن و کاری بدشمن، …
- بخش ۶ - اندر یاد کردن زر و آنچه واجب بود درباره او خیام نیشابوری… بزرگی (ای) که زر را داشتهاند ملوک عجم دو چیز زرین کسی را ندادندی یکی جام و دیگر رکاب. و در خواص چنان آوردهاند که کودک خرد را چون به دارودان زرش شیردهند آراستهسخن آید، و بر دل مردم شیرین آید، و به تن مردانه، و ایمن بود …
- خیام شاعر خیام نیشابوری… چو درگذرم. (۶۳)هر وقت خوش که دست دهد مغتنم شمار،کس را وقوف نیست که انجام کار چیست! (۱۱۲)روزی که چرخ از گِل ما کوزهها کند،زنهار کاسهٔ سرِ ما پُرشراب کن. (۶۶)که هر پاره خشتی که بر منظری است،سر کیقبادی و اسکندری است! (۱۰۹ …
- مقدمه خیام نیشابوری… خواهد به خودش تسلیت بدهد ولی نه با افسانههای مذهبی، و تسلیت خودرا در جام شراب جستوجو میکند:
- خیام فیلسوف خیام نیشابوریافلاک و عناصر و نبات و حیوان، عکسی ز وجودِ روشنِ کاملِ ماست.خیام با منطق مادی و علمی خودش انسان را جامِ جم نمیداند. پیدایش و مرگ او را همانقدر بیاهمیت میداند که وجود و مرگ یک مگس:
- بخش ۸ - حکایت خیام نیشابوریروزی نوشینروان به باغ سرای اندر، حجام را بخواند تا موی بردارد. چون حجام دست بر سر وی نهاد گفت « ای خدایگان دختر خویش بزنی به من ده تا من دل (تو) از جهت قیصر فارغ گردانم » نوشین روان با خود گفت « این مردک چه میگوید!؟ » …
- بخش ۱۰ - حکایت خیام نیشابوری… دندی و با او مزاح و بازی کردند، و از سخن او خندیدندی. روزی در خانهای جامهای دیباش پوشانیدند، و پیرایههای زر و جوهر برو بستند و گفتند « ما ترا به شوهر خواهیم داد » آن زن چون دران (زر) و جوهر نگرید و تن خویش را آراسته دی …
- بخش ۳۸ - شراب ممزوج و مروق خیام نیشابوریمضرتش، آرزوی مجامعت ببرد، و پیها را سست کند،
- بخش ۲۹ - حکایت خیام نیشابوری… چنان بود که چون جنگی کردی سپاهی داشتی آراسته و ساخته، و ایشان را همه جامه سیاه پوشانیده، راست که جنگ سخت گشتی بفرمودی تا ایشان پیش سپاه آمدندی و آن جنگ بسر بردندی. پس چنان افتاد که وقتی از ترکستان سپاهی گران بیامدند بقد …
- بخش ۴۰ - گفتار اندر خاصیت روی نیکو خیام نیشابوری… یر کند که سعادت کواکب سعد بر آسمان، و مثال این چنان نهادهاند چون مثل جامه که عطر اندر صندوق بود که از وی بوی گیرد و بی عطر آن بوی به مردم برساند، و چون مثال عکس آفتاب که بر آب افتد و بی آفتاب بدیگر جای عکس برساند، زیرا …
- بخش ۴۲ - حکایت خیام نیشابوری… چون به در دروازه شهر رسید، چشمش در میان نظارگیان بر پسری افتاد چرکینجامه به قدر دوازده ساله اما سخت نیکو-روی و طُرفه و زیبا بود: تمامخلقت، معتدلقامت. عنان باز کشید و گفت «این پسرک را پیش من آرید». چون بیاوردند گفت «ا …
