جستوجو در اشعار
برای عبارت دقیق، آن را میان «گیومه» یا "نقلقول" بگذارید. اعراب، ی/ي، ک/ك و نیمفاصله در جستوجو مهم نیستند.
پالایش بر پایهٔ شاعر، قالب و اثر
۱٬۷۹۹ نتیجه برای «گه» با فیلتر صائب · صفحهٔ ۱ از ۱۵۰
- شمارهٔ ۲۲۰ صائبگه لب لعلش دهد دشنام و گه تحسین کندهر نفس خود را به رنگی در دلم شیرین کند
- شمارهٔ ۲۴۰ صائبگه تبسم از لبش، گاهی سخن گل می کندفتنه ای هر دم ازان کنج دهن گل می کند
- غزل شمارهٔ ۲۸۹۲ صائبگه از خم، گه زساغر، گه زمینا سر برون آردشراب عشق هر ساعت سر از یک جا برون آرد
- غزل شمارهٔ ۴۸۹۹ صائبگه درون خرقه گاهی درکفن میجویمشاو درون جان و من در پیرهن میجویمش
- تکبیت شمارهٔ ۲۴۵ صائبدَر رَزمگَه، برهنه چو شمشیر، میرَویمدَر دستِ دشمن است، سلاحِ نَبَردِ ما
- شمارهٔ ۶۰۳ صائبز لباس تن برون آ به گه نیاز کردنکه به جامه های صورت نتوان نماز کردن
- شمارهٔ ۶۷۴ صائبز لباس تن برون آ به گه نیاز کردنکه به جامه های صورت نتوان نماز کردن
- غزل شمارهٔ ۵۰۳۷ صائبگاهی رهین ظلمت و گه محو نور باشگاهی چراغ ماتم و گه شمع سور باش
- غزل شمارهٔ ۴۸۶۳ صائبگاه در پای خم و گه بر سر سجاده باشباسفال و جام زریکرنگ همچون باده باش
- تکبیت شمارهٔ ۲۲۲ صائبآسمان، آسوده است از بیقراریهای ماگریهی طِفلان، نمیسوزد دلِ گَهواره را
- غزل شمارهٔ ۱۷۲ صائبرفته است از کار چون زلف تو دستم عمرهاستگه به دوش و گاه بر گردن حمایل کن مرا
- غزل شمارهٔ ۱۳۶۵ صائبگاه در آغوشِ گل، گه در کنارِ آفتابشبنمی بنگر چها از دیدهٔ بیدار یافت
